بيايند ، اگر ناتوان باشند كه حجاب هرچند سالم و سرحال باشد به تنهايى نمىتواند به حدّ كافى و لازم گسترش يابد و حتى اگر همهء اندامان ديگر نفسكش حجاب را كمك رسانند به اندازهء لازم نمىتوانند گسترش ريه را تأمين كنند كه از انگيزهاى ناتوان شدهاند و از سوى ديگر گدارهاى نفسكش تنگ شدهاند ، چنانكه در بيمارى ذات الرّيه اين حالت براى نفس رخ مىدهد .
اما در نفس بزرگ ، قياس و اعتماد بر اندازهء هواى بركشيده و پس داده است بايد هر دو حالت را بررسى كرد ، در نفس بزرگ ماهيچههاى سينه همگى به حركت درمىآيند ، در بركشيدن نفس همهء اين ماهيچهها گشاد مىشوند و گسترش يابند .
در پس دادن نفس ، همهء ماهيچههاى سينه مىترنجند و در هر دو حالت ماهيچهها در حركتند . در نفس بزرگ كه ماهيچهها همه به حركت درمىآيند براى اين است كه در هوا به حدى زياد تصرّف كنند ما اين را نفس بزرگ گوييم .
نفس كوچك كاملا در برابر نفس بزرگ قرار گرفته و برعكس نفس بزرگ است .
گاهى رخ مىدهد كه در هنگام بركشيدن نفس بزرگ ، اندامان ابزار نفسكش چنان به حركت شديد درمىآيند كه گسترش آنها از جلو به دو استخوان چنبر ، و از عقب به استخوان هر دو شانه و از دو جانب به قسمت اعظم گوشت كتف مىرسد .
و گاهى شدّت حركت به حدّى مىرسد كه سوراخهاى بينى نيز به بركشيدن نفس كمك مىكنند .
در برخى از حالات ، در حال نفس بزرگ يا نفس كوچك گسترش و ترنجيدگى تفاوت دارد و همآهنگ نيستند . گاهى گسترش بر ترنجيدگى مىچربد و گاهى برعكس ترنجيدن از گسترش بيشتر است . و اين تفاوت و ناهماهنگى برحسب نياز و چگونگى حالت ريه و چگونگى مادهء بيمارى است كه آيا در نفس گسترش بيشتر مورد نياز است يا ترنجيدن اندامان نفسكش .
مثلا اگر مادهء بخار دودى به حدّى زياد در ريه باشد ، يا مادهء بخار دودى در چگونگى تند و بد باشد ، نياز به ترنجيدن اندامان نفسكش بيشتر از گسترش آن است كه بتوانند مادهء بخار دودى را پاكسازى كنند و براى چنين حالتى پس دادن نفس بزرگ پف مانند لازم است . پس در اينجا نياز به ترنجيدگى اندام بيشتر از گسترش آن است .
اما اگر التهابى موجود است و لازم است كه فرونشيند و خاموش گردد نياز بيشتر به گسترش اندامان نفسكش است . اگر شخصى در نفس بركشيدن اندك هوا را صرف مىكند و در پس دادن نفس هواى زياد بيرون مىدهد ، دليل آن است كه اين شخص حرارت غريزى ( طبيعى ) اش كاهش يافته و حرارتى بيگانه در اندازهء زياد به سوى او روى آورده است .
گفتيم كه در بركشيدن و پس دادن نفس بزرگ ، كليهء اندامان نفسكش به حركت شديد درمىآيند ؛ اين به حركت درآمدن شديد ، يكى از چهار انگيزهء زيرا را دارد كه بدين قرارند :
1 - هرگاه حرارت شعلهور ( التهابى ) در پيرامون قلب و ريه باشد ، بر اندامان نفسكش است كه بيشتر از حد معمولى هواى خنك بركشند و حرارت را فرو نشانند و آن را به حالت معتدل در
قانون ( فارسى ) — صفحة 393
مساهمون: أبو علي سينا
ص٣٩٣