فصل سيزدهم نفس كوتاه
نفس كوتاه برعكس نفس عميق است . اگر نفس كوتاه بر خلاف عادت پياپى آمد ، انگيزهء درد در ابزار نفسكش و اطراف آن است . اگر نفس كوتاه مختلف بود آژير مرگ غريزه است .
فصل چهاردهم نفس سريع
نفس سريع نفسى است كه در مدتى كوتاه نياز برآورد ، كه نه مانند نفس كوتاه است و نه مانند نفس كوچك .
انگيزهء نفس سريع :
1 - در وقتى كه نفس بزرگ نياز برآور نباشد .
2 - از نفس بزرگ بيشتر نياز به نفس باشد .
3 - مانعى در راه نفس بزرگ باشد - چنانكه در نبض گفتيم - و آن مانع يا در ابزار پديد آمده باشد يا در نيرو . گاهى حركت بركشيدن و پس دادن نفس سريع جدا از هم مىباشند ؛ يا در بر كشيدن سرعت بيشتر از پس دادن نفس است و يا بالعكس ؛ چنانكه راجع به نفس بزرگ شرح داديم .
فصل پانزدهم نفس كند
نفس كند كاملا برعكس نفس سريع است و سببهاى هر دو كاملا باهم مخالفند . هرگاه اندام نفسكش نيازمند آن باشد كه يواشكى و به آهستگى حركت كند ، دردى را كه در اندام است و سبب نفس كند شده است ، نوعى آرامش مىدهد .
فصل شانزدهم نفس پياپى
نفس پياپى نفسى است كه فاصلهء زمانى ميان يكى و بعدى بسيار كوتاه است . انگيزهاش همانا نيازمندى به نفس پياپى است ، هرگاه نفس بزرگ و نفس سريع نتوانستند چنانكه شايد و بايد عمل كنند و اين كوتاه آمدن نفس بزرگ و سريع يكى از انگيزههاى زير را داشته باشد :
1 - ورم مانع باشد ؛ 2 - درد مانع باشد ؛ 3 - تنگى گدار نفس از جمع شدن مواد ، در اندازهء زياد ؛ 4 - زير فشار قرار گرفتن مانع گردد ؛ 5 - ريزش چرك زخم در فضاى سينه ؛ 6 - يا چيزى ديگر از انگيزههاى تنگى .