فصل دوازدهم شرناق ( پيله )
در بيمارى شرناق ، مادهء پيهى زائد در پلك زبرين پيدا شود . پلك به سنگينى باز مىشود ، تو گويى فروهشته است ، پناه گرفته است و با لمس مانند غدهء زير پوست حركت نمىكند . اكثرا شرناق كودكان و مرطوبين را در بر مىگيرد و كسانى را كه بيمارى دمعه و رمد زياد دارند ؛ علامتش اين است اگر بادكردگى را با دو انگشت فشار دهى و انگشتان جدا باشند ، از ميان آنها سر برمىآورد .
علاج :
بيمار بنشيند ، سرش را به سوى عقب بكشند و پوست پيشانيش را نزديك چشم كشش دهند ؛ پلك بالا مىرود . بايد پلك بالا رفته را ميان انگشتان سبابه و وسطى گرفت و اندك فشار داد ؛ مادهء بيمارى در ميان دو انگشت جمع مىشود . سر پوست وسط ابرو را گرفت هرگاه برجستگى نمايان شد ، پوست را از آن مىبرى ! بريدن پارچهء نازك سطحى است نه عميق ، كه بايد احتياط كرد . و اگر چندين بار اين عمل - يعنى بريدن پارچهء نازك - تكرار شود بهتر از آن است ، كه يكدفعه و تا عمق ببرند . اگر در برش اولى خوب شد چه بهتر ، و گرنه پاره كردن را تكرار كن ! تا تماما آشكار مىشود .
هرگاه دانستى كه بريدن به مرام است ، پارچهء كتانى را بر هر دو دست بپيچ ، پيله را بهطرف راست و چپ حركت ده و بردار و اگر بقيهء از آن بماند ، نمك بپاش تا آن را بخورد .
اما اگر پيله در غلاف هم بود و به شدت چسبيده بود ، آنچه آشكار شده برگير و كار به بقيه نداشته باش زيرا نمك پاشيدن كارش را يكسره مىكند ، نمك بپاش و پارچهء در سركه خيس شده را بر آن بگذار !
بامداد روز دوم نگاه كن ! اگر مطمئن بودى كه چشمدرد بروز نمىكند ، داروهاى چسبناك كه در آن صمغ فيلزهره ، شياف خشخاش شاخدار ، زعفران باشد استعمال كن !
اگر پيله چنان به گوشت چسبيده بود كه پديدار نشود ، تار مويى را به وسيلهء قلاب به زير آن فرو كن و به راست و چپ تكان بده تا بروز مىكند ، يا اين عمل را به واسطهء بيخ پر نازك انجام ده و آنگاه آن را شق كن ! بايد در اين شق كردن احتياط كرد كه مبادا نشتر به پوست و غشاء زير پوست اصابت كند و ببرد و بهطورى باشد كه اگر با انگشت جاى بريده را فشار دادى ، پيه از آن خروج كند و درد زياد و آماس پديد آيد و چيزى سخت و به تعويق انداز برجاى بماند كه از پيله بدتر است ! !
- همچنين شايد چيزى را از ماهيچهء بردارندهء پلك ببرند كه مايهء ناتوانى پلك در باز شدن گردد .
اما اگر شرناق در مرحلهء آغاز است و قوت نگرفته است ، اكثرا وسيلهء دارو معالجه مىشود و نياز به عمل كردن ندارد .