همچنين مادهء سختى پلك را تحليل مىبرد .
فصل چهارم غلظت پلك چشم
نوعى بيمارى است كه بعد از جرب پيدا مىشود و ممكن است از پاشيدنيهاى سرد بر پلك روى آورد .
علاج :
داروهايى را به چشم كشد كه از لاجورد ، سنگ ارمنى ، هستهء سوختهء خرما و سنبل رومى باشد .
از استعمال حمام تقصير نكند ، شراب انگور ننوشد . با ميل حك كند و شياف « سرخ و نرم » بر پلك بمالد .
حك كردن با شكر شايد هيجان پيدا كند ، ولى گويند مجرّب است .
فصل پنجم برانگيختگى پلك ( هيجان )
پلك از مواد رقيق و بخارها ، از سوء هضم و ناتوانى جهاز هاضمه ، از بىخوابى زياد ، از تبهاى شبانه ، و گاهى در ابتداى استسقا و گاهى از بدقوامى و شايد از ورمهاى رطوبتى مانند ذات الريه و « ليثرغيس » ( مرگ دروغين - خواب بدون اراده ) برانگيختگى ( هيجان ) يابد . اگر از نو شفا يافتگان سر زند آژير برگشتن بيمارى است ، و بهويژه اگر اعضاى پيرامون پلكها ضعيف شده باشد و پلك همچنان هيجانزده و بادكرده باشد ، علاجش قطع سبب و كمادات است .
فصل ششم سنگينى پلك
شايد از تهيج و اسباب آن باشد ، شايد از ناتوانى و نماندن نيرو باشد - چنانكه در بيمارى دق روى دهد - ، شايد از غلظت و از اثر پيلهء چشم و غيره باشد . گاهى سنگينى و فروهشتگى در اوايل تبها روى دهد .