اگر هريك از عوامل مذكور بطور آنى روى ندهد و بتدريج ظاهر شود حس را همراه ندارد و لذت حاصل نمىشود ، زيرا كه لذت عبارت از احساس ملايم و سازگار است .
بديهى است هر حسى زادهء نيروى حساس است و حس ، در صورت تاثيرپذيرى اين نيرو بوجود مىآيد . اگر نيروى حساس بوسيله دمسازى « ملايم » تاثيرپذير شد حسى را كه نشان مىدهد لذت مىنامند . ليكن اگر ناملايمى بر آن تاثير گذاشت حسى كه از آن سرميزند درد است و رنج . از آنجا كه حس لامسه متراكمتر از ساير حواس است و بيشتر از آنها بوسيلهء ملايمات و ناملايمات تاثيرپذير است احساس اين حس در برابر ملايمات در كسانى كه مزاج متراكم دارند بيشتر لذتبخش است و در برخورد با ناملايمات دردمندى بيشتر دارد .
فصل بيست و چهارم - درد ناشى از حركت
وقتى حركت موجب كشيدگى ، كوفتگى و يا از هم پاشيدگى اندام مىشود درد ايجاد مىگردد .
فصل بيست و پنجم - درد ناشى از اخلاط بد
درد ناشى از خلطهاى بد يا مربوط به چگونگى حالت خلط است مانند خلطى كه در اندام سوزش بوجود مىآورد و يا از انبوهى آن است مانند دردى كه بر اثر كشيدگى در اندام حاصل مىشود ، و يا سرانجام ناشى از هر دوى آنهاست .
فصل بيست و ششم - بادهاى دردزا
باد به اندام كشيدگى مىبخشد و آن را به درد مىآورد . حالت بادكردگى چند نوع است :
1 - باد در تجويف و شكمچههاى اندامها مىپيچد ، مانند باد كردن معده .
2 - باد خود را به لايهها و ليفهاى اندامها مىرساند ، مانند قولنج بادى .
3 - باد در لايههاى ماهيچه و يا در زير غشاء و روى استخوان مىپيچد .
4 - باد در گوشت و زير پوست جاى مىگيرد .
5 - در ماهيچهاى كه آستر يكى از اندامهاست مىخزد .
6 - در لايهء ماهيچههاى سينه جاى مىگيرد .
سرعت پراكندگى و انتشار و همچنين نرمى و تندى باد دردآور تابع زيادى و كمى مادهء آن است و نيز با سفتى و كم تاروپودى اندامى كه باد در آن به آسانى يا بدشوارى نفوذ مىكند بستگى دارد .