9 - درد سوراخكننده : عامل اين درد ماده غليظ يا بادى است كه خود را در بين لايههاى اندام سخت و متراكمى مانند روده قولون محبوس مىكند و بدون وقفه به دريدن آن مىپردازد و داخل مىشود . در اين حالت بيمار احساس مىكند كه گوئى روده قولون وى را با مته سوراخ مىكنند .
10 - درد مسلى : عامل اين درد همان ماده غليظ يا بادى است كه در ميان لايههاى اندام سخت و متراكم مانند قولون راه مىيابد و تفاوت آن با سوراخكننده در آن است كه در موقع پاره كردن از حركت بازمىايستد و متوقف مىگردد .
11 - درد سرى : سبب اين درد يا مزاجى بسيار سرد است و يا منافذ ريزى كه معبر روح هستند كه بوسيلهء عصب و يا به علت پر شدن آوندها بسته مىشوند و روح حساس از رسيدن به اندام عاجز مىماند .
12 - درد ضربانى : عامل پيدايش درد ضربانى ، ورم گرم است نه ورم سرد ، زيرا ورم سرد چه سخت باشد و چه نرم ، درد و آزارى ندارد مگر اينكه تغيير يابد و گرم گردد . اگر ورم گرم باشد و بر اندام حساسى جاى گزيند و آن اندام به شريانهائى نزديك باشد كه همواره در ضربان هستند ، اندام به درد مىآيد . ليكن اگر اندام واجد ورم گرم در موقعى كه ورم ندارد و سالم است به شريان نيز آنقدر نزديك نيست كه هميشه حركات شريان را درك كند ، ضربان شريان در حالت ورمكردگى اندام و آن هم ورم گرم ، دردآور مىشود .
13 - درد سنگين : درد سنگين ورمى است كه در اندام بىحسى مانند شش ، كليه و طحال پديد مىآيد . اين ورم بواسطهء سنگينى و ثقل خودرو به پائين فرومىهلد و اندام را با پيچش و نيامش به سوى خود مىكشد . يا اينكه خود ورمى است كه در اندام حساسى پيدا شده است ، ليكن درد ورم حساسيت اندام گرفتار را از بين برده است ؛ مانند سرطان كه در دهانه معده بروز مىكند و در چنين حالتى ورم حس مىشود ولى دردى ندارد ، چه ورم سرطان اندام گرفتارشده را از حس محروم كرده است .
14 - درد خستگى : درد خستگى چندين نوع است :
الف - دردى كه بر اثر خسته شدن احساس مىشود و آن را رنج خستگى مىنامند .
ب - دردى كه سبب خلطى كشنده و يا كشيده شده است و آن را رنج كشيدگى مىنامند .
ج - ممكن است باد عامل درد باشد و در اين صورت آن را درد بادكردگى مىنامند .
د - گاهى نيز سبب درد خلطى است سوزناك و در اين صورت درد را رنج قرحهاى مىخوانند .
قانون ( فارسى ) — صفحة 256
مساهمون: أبو علي سينا
ص٢٥٦