كه در شريان واقع شود و مانع جوش خوردن آن گردد و خون از شريان بيرون جهد و به فضاى دربرگيرنده شريان راه يابد و اين فضا پر از خون شود بهطورى كه فضاى مزبور تحت فشار قرار گيرد و خون به مجراى خود در رگ برگردد آن را بيمارى « مادرخون » ( ام الدم ) « 13 » گويند . كسانى هستند كه هرگونه انفجار را در شريان ام الدم خوانند .
و بايد بدانى كه همه اندامها تحمل از بين رفتن جزئى از خود را كه نوعى بيمارى گسستگىآور است ندارند ، مثلا اگر قلب به از بين رفتن جزء خود گرفتار آيد با مرگ روبرو مىشويم . ليكن اگر از بين رفتن جزء در غشاء و حجابها روى دهد آن را فتق مىنامند .
اگر بيمارى در بين دو جزء از اندام مركبى راه يابد و جزئى را از جزء ديگر جدا سازد اما گسستگى در پيوستگى آن اندام متشابه الاجزاء ايجاد نشود آن را جدائى و بركندن ( خلع ) و از جاى دررفتن مىخوانند . اگر بيمارى عصبى را دربرگيرد و عصب بر اثر بيمارى از جاى در برود آن را انفكاك مىنامند . گاهى اتفاق مىافتد كه بيمارى گسستگىآور در مجارى پديد آيد و آنها را گشادتر سازد و يا در غير مجارى باشد و مجراهاى جديدى كه قبلا نبودهاند ايجاد كند .
هر اندامى كه گسستگى و يا قرحهاى ناشى از بيمارى گسستگىآور در آن پديد آيد ، چنانچه اندام مزبور داراى مزاج خوب باشد و معتدل باشد ، به زودى بهبود مىيابد . اگر آن اندام به بدى مزاج مبتلا باشد شفا يافتنش به زمان زيادى نياز دارد ، بويژه در تن كسانى كه به بيمارى استسقاء و يا بدى قنيه « 14 » و يا جذام گرفتارند .
اين را نيز بدان : قرحههائى كه در تابستان در تن پيدا مىشوند اگر مدت زيادى بمانند خوره ( آكله ) بر آنها روى مىآورد ( دير التيام مىيابند ) .
در زمينهء بيمارىهاى گسستگىآور بحث مفصلترى هست كه آن را به كتب مفصلتر رجوع كردم و تو بعدا آن را مىيابى .
هامش
( 13 ) - ام الدم - مادر خون ، آنوريسم( Aneurysm )عبارت از اتساع موضعى يكى از رگهاى خونى ( معمولا شريانها مانند آئورت ) است . آنوريسم بر چند نوع است كه عبارتند از : آنوريسم حقيقى( A . verum )- آنوريسم ديسكان( A . dissecan )- آنوريسم كاذب( A . spurium )و آنوريسم سرخرگى سياهرگى( A . artteriovenose ).
( 14 ) - سوء القنيه( Cachenia )يا نزارى عبارت از حالت اختلال اساسى در بدن ، سوء تغذيه و بدحالى عمومى است و علامت آن لاغرى مفرط ، پوست زردرنگ چروكيده و چشمان سنگين بىنور است .