تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 740

مساهمون:

ص٧٤٠
وزن بسيط ، و جز آن نيز توانا مىباشد ، هرچند آنها را برابر با يكديگر نتواند بسازد و اگر چه سخنش از معنى روشن داشتن تهى باشد ، پس از آنچه گفته شد ، دانسته مىشود كه نظم‌ها بر يكديگر فزونى ندارند . پس اگر بگويند : اين سخنانى كه گفتيد ، قرآن را از اين‌كه به راستى ، معجز باشد ، بيرون مىبرد ؛ زيرا بنابراين روش ، همان روگردان شدن سخنوران از برابرى كردن با قرآن معجز است ، و اين سخن با آنچه همهء مسلمانان بر آن گرد آمده‌اند ناسازگار است . خواهيم گفت : در اين پرسش گفتگوها هست ، و نمىتوان گفت همهء مسلمانان بر آن گرد آمده‌اند . بالاتر از آن ، اين كه كارى را معجز مىگوئيم ، آنچه بيشتر مردم از آن مىشناسند ، به جز آن معنى است ، كه مردم زبان‌شناس ، از آن مىفهمند ؛ زيرا بيشتر مردم به چيزى كه بهره‌اى از نشان دادن راست‌گفتارى كسى را داشته باشد كه كارى به دستش آشكار مىشود ، آن را معجز مىگويند . و پيش كسى كه مىگويد ، خداوند سخن‌سرايان عرب را از برابرى كردن با قرآن روگردان كرد قرآن هم همين ويژگى را دارد . و بنابراين رواست آن را معجز بگويند . و چنانچه گفته شود ، قرآن معجز نيست ، هنگامى مردم چيزى نياموخته ، اين سخن را نمىپذيرند ، كه از آن بفهمند ، قرآن پيمبرى پيمبر ما را نمىرساند ، و بندگان خدا هم مىتوانند سخنانى مانند قرآن بياورند ، اما معجز بودن قرآن ، به اين معنى كه به خودى خود ، و يا براى چيزى كه به آن وابستگى يافته است ، روش هميشگى سخنوران عرب را از هم گسيخته باشد ، بر اين استوار است ، كه كسانى دانشمندان برجسته ، و سخنوران پژوهشگر باشند . بالاتر از آن ، كسى كه معجز بودن قرآن را براى روشن بودن معانى آن ، مىداند ، دشوارى بيرون از اندازه ، به بار مىآورد ؛ زيرا به او خواهند گفت ، اگر معجز بودن قرآن ، براى روشن بودنش باشد ، هركس از عرب يا عجم ، بتواند سخن‌سرائى كند ، خواهد توانست ، مانند قرآن را هم بياورد ، اما چون دانش‌هائى را ندارند ،
تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 740 | الشيخ الطوسي / عبد الحسين مشكوة الدينى