كه مىگويد آنان دوازده تن هستند . خود اينها را بىگمان امام مىداند ، و ديگرى كه اينان را امام نمىداند ، در شمارهء ويژهاى آنان را كوتاه نمىكند ، و چون از آنچه از پيمبر آوردهاند ، ثابت شد ، كه شمارهء آنان دوازده است ، با نگريستن به اين خود اينها امام مىباشند . و سخنان پيوسته به پنهان زيستن امام ، و پرسشهاى وابسته به آن را در كتاب تلخيص الشافى ، پايان دادهايم ، و در اين جا به بازگو كردنش سخن درازى نمىكنيم . و اگر خدا بخواهد ، همين اندازه بس است « 1 » .
پايان
جمعه بيستم مهرماه 1358 شمسى و بيستم ذيقعدة الحرام 1399 قمرى عبد المحسن مشكوة الدينى
هامش
( 1 ) در پايان سخن جملهاى آورده شده كه مىرساند همچنان كه در اول تمهيد فى الاصول ذكر كرده است كه شيخ آن را املا نموده و ديگرى آن را نوشته است ، از آنچه در آخر كتاب الاقتصاد كه قطعهاى از ترجمهاش را ذكر كرديم نيز بر مىآيد كه ديگرى آن را به فرمان شيخ نوشته است ، و جمله اين است : قد امتثلت ما رسم الشيخ الاجل اطال اللّه بقاه ، و سلكت الطريق الذى طلبه من الاختصار و الايجاز و ارجو ان يكون موافقا لغرضه ملايما لارادته و انا الان اذكر جملهء من العبادات لا يستغنى عنها و اجرى على هذا المنهاج فى الاختصار و الايجاز انشاء اللّه .