تخطي إلى المحتوى الرئيسي

با كاروان حسينى از مدينه تا مدينه — صفحة 378

مساهمون:

ص٣٧٨
نيزه‌هاى دشمن او را نشانه رفتند ؛ او را كشته در كربلا ترك گفتند ؛ پس از او باران كربلا را سيراب مگرداند . « 1 » اين از يك سو ، ولى از سوى ديگر اين ابيات - با اندكى اختلاف - به رباب همسر امام ( ع ) نسبت داده شده است . او در شام ، پس از آنكه سر حسين ( ع ) را گرفت ، آن را بوسيد و در دامن گذاشت و آن مرثيه را براى او خواند . « 2 »

امّ سلمه امانتها را به صاحبانش باز مىگرداند

كلينى به نقل از امام باقر ( ع ) مىگويد : « حسين - صلوات الله عليه - هنگام رفتن به عراق كتاب‌ها و وصيت نامه را به امّ سلمه سپرد ؛ و چون على بن الحسين ( ع ) باز گشت به وى داد » . « 3 » مسعودى همانند اين روايت را نقل كرده ، گويد : « سپس ( امام حسين ( ع ) ) على بن الحسين ( ع ) را ، كه بيمار بود ، حاضر ساخت و اسم اعظم و ميراثهاى پيامبران را به او وصيت كرد و به اطلاع او رساند كه علوم ، كتابها و سلاح را به امّ سلمه داده و به او فرموده است كه آنها را به او بسپرد » . « 4 » نيز گفته است « چون شهادت اباعبدالله نزديك شد ، او ( على بن الحسين ( ع ) ) را فراخواند و به وى وصيت كرد و فرمان داد كه آنچه را نزد امّ سلمه گذاشته است به همراه ميراثهاى پيامبران و سلاح و كتاب تحويل بگيرد » . « 5 » اين نيز از مواردى است كه بر بزرگى و عظمت امّ سلمه دلالت دارد . به طورى كه تا پايان عمر مورد اعتماد پيامبر ( ص ) و خاندانش بود ؛ و آنچه هم كه نگهدارى كرد ، چيزهايى بود كه ناچار بايد نزد حجّت خدا بر روى زمين در هر زمانى باشد . آنچه اهميّت اين موضوع را روشن مىسازد ، روايتى است كه ابن حمزهء طوسى از ابو خالد كابلى نقل كرده
هامش
( 1 ) . معجم البلدان ، ج 4 ، ص 505 ، شماره 10176 . ( 2 ) . تاريخ الفرمانى ، طبق هامش شرح الاخبار ، ج 3 ، ص 178 . ( 3 ) . الكافى ، ج 1 ، ص 242 ، ح 3 ، الغيبة ، ص 195 159 ؛ المناقب ، ج 4 ، ص 172 ؛ اعلام الورى ، ص 252 . ( 4 ) . اثبات الوصية ، ص 142 . ( 5 ) . همان ، ص 145 .