تخطي إلى المحتوى الرئيسي

با كاروان حسينى از مدينه تا مدينه — صفحة 375

مساهمون:

ص٣٧٥
از كسانى بود كه به اين منظور مىآمد . او پيوسته به نوحه سرايى او گوش مىداد و گريه مىكرد ! » . اين مطلب را على بن محمد بن حمزه از نوفلى ، از حمّاد بن عيسى جهنى از معاويه بن عمار از جعفر بن محمد ( ع ) نقل كرده است . « 1 » ابو الحسن اخفش در شرح الكامل گويد : « او هر روز به بقيع مىرفت و براى او [ عباس ] مرثيه سرايى مىكرد ، فرزند عباس ( ع ) يعنى عبيدالله را نيز با خود مىبرد . مردم مدينه و از جمله مروان حكم براى شنيدن مرثيه‌هايش جمع مىشدند و از سوز نوحه‌هايش به گريه مىآمدند . از سروده‌هاى اوست : اى كسى كه عباس را در هنگام حمله به فرومايگان ديدى ؛ در حالى كه به دنبال او ، فرزندان حيدر ، آن شيران شجاع و دلاور ، در حركت بودند ؛ شنيده‌ام كه بر سر فرزندم ضربت زدند آن گاه كه دستانش را بريده بودند ؛ واى بر من كه ضربت عمود سر شير بچه‌ام را خم كرد ؛ اگر شمشير به دست داشتى هيچ كس به تو نزديك نمىشد . نيز گفته است : واى بر تو ، مرا ديگر ام‌ّالبنين مخوان ؛ كه شيرهاى ژيان را به يادم آورى ؛ من فرزندانى داشتم و مرا به آنها صدا مىزدند ؛ ولى اينك رگ گردنشان زده شده و كشته شده‌اند ؛ نيزه‌ها بدنهايشان را قطعه قطعه كردند ؛ و همهء آنها نيزه خورده بر زمين افتادند ؛ اى كاش مىدانستم ، آيا همانطور كه گفته‌اند ؛ دست راست عباس قطع بود ؟ « 2 »
هامش
( 1 ) . مقاتل الطالبيين ، ص 90 . ( 2 ) . شرح الكامل ، طبق حاشيهء شرح الاخبار ، ج 3 ، ص 186 .
با كاروان حسينى از مدينه تا مدينه — صفحة 375 | محمد امين پور اميني / عبد الحسين بينش