تخطي إلى المحتوى الرئيسي

با كاروان حسينى از مدينه تا مدينه — صفحة 343

مساهمون:

ص٣٤٣
صداى گريه و زارى زنان بنى هاشم بلند شد ؛ و عمرو بن سعيد مىگفت : اين نيز به جاى گريه زنان عثمان بن عفان « 1 » . از قاسم بن نجيب نقل است كه گفت : چون خبر قتل حسين ( ع ) به مردم مدينه رسيد ، ما و زنان بنى هاشم بر او گريه كرديم « 2 » . سيّد محمّد بن ابىطالب گويد : هنگامى كه حسين ( ع ) كشته شد ، ابن زياد كس فرستاد تا اين خبر را به يزيد گزارش دهد . براى عمرو بن سعيد بن عاص - حاكم مدينه - چنين نامه‌اى را نوشت . عمرو بن سعيد پس از شنيدن خبر بالاى منبر رفت و براى مردم سخنرانى كرد و آنان را از اين خبر آگاه ساخت . به دنبال آن ، بنى هاشم فراوان شيون و زارى نمودند و مجالس عزا و ماتم به پا كردند « 3 » .

جلّادان حاكم ، كفر و كينه‌شان را آشكار مىسازند

شاعر مىگويد : قتل و دشنام او را به فال نيك مىگيرند ؛ و با اين حال ( گمان مىكنند ) بر دين پيامبر ، محمّدند ! به خدا سوگند كه اينان مسلمان نيستند ؛ و گفته‌هاى كفرآميز و ملحدانه بر زبان آوردند ؛ آنان تسليم ترس از نابودى شدند ، در حالى كه قلب‌هايشان ؛ در تيرگى كينه و حسد پيچيده شده است « 4 » . از جمله جلّادان قدرت حاكمه كه آشكارا كفر ورزيد و كينه و حسدش را نسبت به اهل بيت پيامبر ( ص ) ابراز داشت ، عمرو بن سعيد ، يكى از اعضاى شجرهء ملعونه است . علامهء امينى گويد : عمرو بن سعيد بن عاص بن اميه اموى ، مشهور به اشدق ، كسى است كه در « مسند احمد » از طريق ابو هريره ، به طور مرفوع ، دربارهء وى آمده است :
هامش
( 1 ) . البداية والنهاية ، ج 8 ، ص 198 . ( 2 ) . همان . ( 3 ) . تسلية المجالس ، ج 2 ، ص 372 . ( 4 ) . مثير الاحزان ، ص 94 .