محمد بن على ( ع ) فرمود : فاطمه ، خبر شهادت حسين ( ع ) را به مردم مدينه داد ؛ و آنان در پاسخ گفتند : مانند عبد المطلب جادوگرى مىكند . چه زود خبر قتل حسين ( ع ) به اينان رسيد . « 1 »
پرندهء آغشته به خون در مدينه
علامهء مجلسى گويد : يكى از اصحاب ما نقل كرده و گفته است : از طريق اهل بيت ( ع ) نقل شده است كه چون حسين ( ع ) در سرزمين كربلا كشته شد و خونش بر زمين ريخت ، پرندهء سفيدى آمد و خود را به خونش ماليد و در حالى كه خون از او مىچكيد ، آمد و پرندگانى را ديد كه روى شاخههاى درختان نشستهاند و از آب و دانه سخن مىگويند .
پرندهء آغشته به خون رو به آنان كرد و گفت : واى بر شما ! آيا سرگرم تفريح هستيد و از دنيا و آنچه از آن نهى شده ياد مىكنيد ، و حال آنكه حسين ( ع ) در سرزمين كربلا با لب تشنه سر بريده در اين گرما روى زمين داغ افتاده و خونش بر زمين ريخته است . آن گاه همهء پرندگان به كربلا آمدند و ديدند كه حسين ( ع ) روى زمين افتاده است ؛ پيكرى بىسر و بدون غسل و كفن . بادها بر آن وزيده و بدنش پامال سم اسبان گشته است . زايران او درندگان صحرايند و تنها كسانى كه بر او گريه مىكنند جنيان دشت و بيابانند . خاك از انوارش روشن و آسمان تابان گشته است . پرندگان با ديدن او فرياد بر آوردند و صدا به گريه و زارى بلند كردند و خود را روى خون او انداختند و آغشته ساختند . آن گاه هر كدامشان به سويى پرواز در آمدند تا مردم را از قتل ابا عبدالله الحسين ( ع ) با خبر سازند . از قضاى الهى يكى از اين پرندگان آهنگ مدينة الرسول كرد و پرزنان آمد در حالى كه از بالهايش خون مىچكيد . گرد قبر سرورمان رسول خدا ( ص ) چرخى زد و چنين ندا سر داد : « بدانيد كه حسين در كربلا كشته شده است . بدانيد كه حسين در كربلا قربانى شده است » . ديگر پرندگان نيز بر اوگرد آمدند و براى حسين گريه و نوحه سرايى كردند .
هامش
( 1 ) . مقتل خوارزمى ، ج 2 ، ص 92 ، به نقل از آن ، احقاق الحقّ ، ج 11 ، ص 492 ؛ بحار الانوار ، ج 45 ، ص 171 ؛ فرائد السمطين ، ج 2 ، ص 163 ، ح 451 ؛ تسلية المجالس ، ج 2 ، ص 469 ؛ بحار الانوار ، ج 45 ، ص 171 ، ح 19 ؛ العوالم ، ج 17 ، ص 490 ، ح 2 .