تخطي إلى المحتوى الرئيسي

با كاروان حسينى از مدينه تا مدينه — صفحة 339

مساهمون:

ص٣٣٩
همراه ديگر پرندگان سرگرم ساختن لانه بوديم كه پرنده‌اى نزد ما فرود آمد و مىگفت : اى پرندگان ! آيا مىخوريد و خوش مىگذرانيد ؛ و حال آنكه حسين ( ع ) در اين گرماى سوزان در كربلا تشنه افتاده و خونش بر زمين جارى است . سرش را بريده و بر نيزه كرده‌اند و زن و فرزندش را پابرهنه به اسارت برده‌اند . با شنيدن اين سخن به كربلا رفتيم و ديديم كه بدنش در آن دشت افتاده و با خون خويش غسل كرده است و كفن او ريگهاى بيابان مىباشد . ما همه فرود آمديم و بر او نوحه سرايى كرديم و خود را به خون شريفش آغشته ساختيم . سپس هر كدام از ما به سويى پرواز كرد و من به اين جا آمدم . يهودى با شنيدن اين سخن به شگفت آمد و گفت : اگر حسين ( ع ) نزد خداوند از مرتبه‌اى بلند برخوردار نبود ، خون او شفاى هر دردى نبود . آن گاه آن يهودى و دخترش همراه پانصد تن از خويشاوندانش اسلام آوردند . « 1 »

مدينه پس از دريافت خبر شهادت امام حسين ( ع )

مدينهء منوره به خاطر خبر قتل امام ابا عبدالله الحسين ( ع ) از هنگام شهادت آن حضرت تا رسيدن اهل بيت ( ع ) به آن شهر ، چهار بار به شرح زير ضجّه و ناله سر داد : 1 . پس از بىتابى امّ سلمه هنگامى كه خاك درون شيشه رنگ خون گرفت و پس از به خواب ديدن پيامبر ( ص ) . 2 . پس از رسيدن فرستادهء ابن زياد و پخش رسمى خبر فاجعه‌آميز كربلا . 3 . پس از آمدن دو فرستادهء يزيد ، كه حامل خبر يا سر امام حسين ( ع ) بودند ، آن طور كه در برخى روايات آمده است . 4 . پس از رسيدن اهل بيت حسين ( ع ) به مدينه و استقبال مردم با شيون و زارى از ايشان . اما تفصيل مطلب اينكه ما دربارهء مرتبهء اوّل ( تبديل شدن محتواى شيشه به خون و ديدن ام سلمه پيامبر ( ص ) را در خواب و تأثر او ) اندكى پيش از اين بحث كرديم و نياز به تكرار آن نيست . ولى بار چهارم ( يعنى ضجّهء مدينه پس از آمدن اهل بيت ( ع ) به آن شهر )
هامش
( 1 ) . بحار الانوار ، ج 45 ، ص 191 ؛ عوالم ، ج 17 ، ص 493 ، ح 10 .
با كاروان حسينى از مدينه تا مدينه — صفحة 339 | محمد امين پور اميني / عبد الحسين بينش