آنچه اهل مدينه شنيدند
شيخ بزرگوار ، ابن قولويه از عمرو بن عكرمه نقل مىكند كه گفت : شب قتل حسين ( ع ) را در مدينه به صبح آورديم . در اين هنگام يكى از غلامان ما مىگفت : بامدادان شنيدم كه منادى ندا مىداد و مىگفت :
اى كسانى كه حسين را جاهلانه كشتيد ؛
مژده باد شما را به عذاب و شكنجه ؛
همهء اهل آسمان بر شما نفرين مىكنند ؛
هم پيامبران ، هم فرستادگان و هم كشتگان ؛
شما بر زبان پسر داوود لعنت شديد ؛
و نيز بر زبان روح الله ، حامل انجيل « 1 » .
مطهر بن طاهر مقدسى گويد : اهل مدينه در آن شبى كه حسين ( ع ) در روز آن كشته شد ، شنيدند كه هاتفى ندا مىدهد :
پيامبر بر جبينش دست كشيد ؛ و او نورى در چهره دارد ؛
پدر و مادرش از بزرگان قريشند ؛
و جدّ او بهترين جدّها است . « 2 »
ابن نما حلّى گويد : از روايتهايى كه تنها نطنزى در كتاب خصائص از ابو ربيعه از ابو قبيل نقل مىكند ، اين است : گويند : شنيده شد كه در آسمان مدينه گويندهاى مىگفت :
اى كسى كه قائل به فضيلت خاندان محمّد ( ص ) هستى ؛
پيام ما را بدون هيچ سستى برسان ؛
هامش
( 1 ) . كامل الزيارات ، ص 97 ، باب 29 ، ح 10 ، به نقل از آن بحار الانوار ، ج 45 ، ص 238 ؛ الارشاد ، ج 2 ، ص 124 ؛ تاريخ الطبرى ، ج 4 ، ص 358 ؛ الكامل فى التاريخ ، ج 4 ، ص 90 ؛ مثير الاحزان ، ص 107 ؛ به نقل از آن بحارالانوار ، ج 45 ، ص 235 ؛ كشف الغمّة ، ج 2 ، ص 68 ؛ تذكرة الخواص ، ص 270 ؛ روضة الواعظين ، ج 1 ، ص 139 ؛ البداية والنهاية ، ج 8 ، ص 200 ؛ الملهوف ، ص 208 ؛ تسلية المجالس ، ج 2 ، ص 372 ؛ نيز ر . ك : تاريخ دمشق ، ج 4 ، ص 341 ؛ كفاية الطالب ، ص 295 ؛ نظم دررالسمطين ، ص 217 ؛ ينابيع المودة ، ص 320 ؛ احقاق الحق ، ج 11 ، ص 576 ؛ بحار الانوار ، ج 45 ، ص 199 ، به نقل از شارح ديوان امير المؤمنين ( ع ) .
( 2 ) . البدء و التاريخ ، ج 6 ، ص 12 .