تخطي إلى المحتوى الرئيسي

با كاروان حسينى از مدينه تا مدينه — صفحة 325

مساهمون:

ص٣٢٥

فرياد امّ سلمه و ضجهء اهل مدينه

پيش از اين به نقل از ابن عباس گفتيم كه مردم مدينه - زن و مرد - از شنيدن فرياد و گريهء امّ سلمه به خانهء وى آمدند . يعقوبى در تأييد اين مطلب چنين نقل مىكند : نخستين كسى كه در مدينه فرياد بر آورد ، ام سلمه همسر پيامبر ( ص ) بود . حضرت شيشه‌اى را به وى داده و فرموده بود : جبرئيل به من خبر داد كه امّتم حسين ( ع ) را مىكشند و اين خاك را به من داده است ؛ و به من ( امّ سلمه ) گفت : هر گاه كه به خون تازه تبديل شد بدان كه حسين ( ع ) كشته شده است . آن شيشه نزد او بود ؛ و چون آن ساعت فرا رسيد ، هر لحظه به آن شيشه نگاه مىكرد . وقتى ديد كه به خون تبديل شده است فرياد بر آورد : وا حسينا ! اى واى پسر رسول خدا ! زنان از هر سو فرياد بر آوردند ، به طورى كه در مدينه فريادى بلند شد كه هرگز مانندش شنيده نشده بود » . « 1 »

خلاصه سخن

ام سلمه به سبب انتسابى كه به رسول خدا ( ص ) و شناختى كه نسبت به اهل بيت رسول خدا ( ص ) داشت و به خاطر اداى رسالت خويش در برابر آل‌الله در دوران عدم حضور اهل بيت مصطفى ( ص ) در مدينه نقشى محورى ايفا كرد و تأثيرى به سزا نهاد . به طورى كه مدينه با فرياد او به ضجّه و با ناله‌اش به لرزه در آمد - سلام و رضوان خدا بر وى باد - . شايد علّت اينكه - طبق روايت شيخ طوسى - به پرسش ابن عباس پاسخ نداد ، اين بود كه به خاطر يارى ندادن سبط رسول خدا ( ص ) او را نكوهش كرده باشد .

آگاهى ابن عباس از سرنوشت امام حسين ( ع )

ابن عباس از كسانى بود كه نسبت به سرنوشت حسين ( ع ) آگاهى داشت و طبيعى بود كه منتظر خبر شهادت وى باشد . حاكم به نقل از ابن عباس گويد : « ما و بسيارى از اهل بيت ( ع ) هيچ شك نداشتيم كه حسين ( ع ) در طفّ كشته مىشود » . « 2 »
هامش
( 1 ) . تاريخ اليعقوبى ، ج 2 ، ص 245 . ( 2 ) . مستدرك الحاكم ، ج 3 ، ص 179 ، به نقل از آن الخصائص الكبرى ، ج 2 ، ص 126 .
با كاروان حسينى از مدينه تا مدينه — صفحة 325 | محمد امين پور اميني / عبد الحسين بينش