برخى قصائد و اشعار نيز در دست است كه در مواردى به جنّ نسبت دادهشده است .
هر چند چنين اشعارى در موضع امكان و بلكه وقوع قرار دارند ، چرا كه مصيبت قتل حسين ( ع ) همهء هستى و آفريدگان و همهء موجودات را در بر گرفت ، اما يك احتمال ديگر نيز وجود دارد و آن اين است كه اين اشعار از برخى دوستداران اباعبد الله الحسين ( ع ) و محبّان اهل بيت صادر شده باشند ، يا دست كم برخى از آنها چنين باشند . البتّه جمع ميان اين دو نيز هيچ اشكالى ندارد ، به اين معنا كه برخى از آنها از جنّ صادر شده باشد و برخى ديگر را شيعيان امام ( ع ) ، از انسانها ، سروده باشند .
برخى خوابها و رؤياهاى راست و درست از امثال كسانى چون امّ سلمه و ابن عباس و ديگران نيز بر سر زبان مردم بود و با تأثيرى كه در ميان جامعه مىنهاد ، آنان را براى شنيدن خبر فاجعه آماده مىساخت .
نبايد فراموش كرد كه حوادث آسمانى و زمينى بسيارى هم كه پس از شهادت حسين ( ع ) در مناطق مختلف روى داد ، فضاى مناسبى را براى اين كار فراهم آورد .
در اينجا برخى از روايتهاى مربوط به اين موضوع كه تبيين كنندهء ماجراهاى اين دورهء زمانى مىباشد به شما خوانندهء گرامى تقديم مىگردد .
نقش ام سلمه
آگاهى امّ سلمه از سر نوشت امام ( ع )
طبرانى به نقل از ام سلمه مىنويسد : « رسول خدا ( ص ) فرمود : حسين بن على ( ع ) در آغاز سال شصتم مهاجرت من كشته مىشود » « 1 » .
امّ سلمه تربت حسين ( ع ) را مىبيند
طبرانى از امّ سلمه چنين نقل مىكند : « روزى رسول خدا ( ص ) در خواب بود . پس سراسيمه بيدار شد و خاكى سرخ در دست داشت و آن را مىبوسيد . گفتم : اى رسول خدا ،
هامش
( 1 ) . المعجم الكبير ، ج 3 ، ص 110 ، ح 2807 .