تخطي إلى المحتوى الرئيسي

با كاروان حسينى از مدينه تا مدينه — صفحة 313

مساهمون:

ص٣١٣

مدينه پيش از رسيدن خبر شهادت امام حسين ( ع )

مدينه منوّره در انتظار شنيدن خبر بزرگ‌ترين حادثه و عظيم‌ترين فاجعهء جهانى بود . . . چگونه چنين نباشد . و حال آنكه آن خبردر بارهء قتل كسى بود كه جدّش سرور كاينات درباره‌اش فرمود : « حسين از من است و من از حسينم » . « 1 » برخى خويشاوندان و اصحاب پيامبر ( ص ) به طور اجمال از سر نوشت حسين ( ع ) آگاه بودند ؛ و اين از طريق اخبارى بود كه به طور مستقيم يا با واسطه از صاحب رسالت ( ص ) شنيده بودند . گرچه اينان رستگارى بزرگ را از دست دادند يا اينكه در يارى پسر دختر پيامبرشان كوتاهى ورزيدند ، اما با وجود اين در حالت ترس و سراسيمگى منتظر حادثه بودند ! همسر پيامبر ( ص ) ام سلمه - كه شرافت علم و معرفت يافته بود ؛ و رازدار پيامبر ( ص ) گرديده بود - در برابر اين فاجعه نقشى بزرگ ايفا كرد . زيرا سالها پيش از شهادت حسين ( ع ) رسول خدا ( ص ) خاك كربلا را نزد وى به وديعت سپرده بود و او آن را حفظ كرد و سرخ شدنش نشان تحقّق فاجعه بود . چنان كه خواهيم ديد ، ايشان روايت‌هاى بسيارى در اين باره نقل كرده است . ابن عباس نيز به نوبهء خود پيرامون اين موضوع روايت‌هاى بسيارى نقل كرده و مواضع بسيار خوبى گرفته بود ؛ كه با وجود اينها در صدد توجيه عدم حضور وى در كربلا نيستيم .
هامش
( 1 ) . تهذيب التهذيب ، ج 2 ، ص 299 و . . .