تخطي إلى المحتوى الرئيسي

با كاروان حسينى از مدينه تا مدينه — صفحة 245

مساهمون:

ص٢٤٥
سيّد محمّد بن ابى طالب گويد : نقل شده است كه چون آن لعين از بروز تفرقه و ايجاد آشوب ترسيد ، آغاز به پوزش خواهى ، نكوهش رفتار ابن زياد و تعظيم و تكريم على بن الحسين ( ع ) كرد . زنان را به سراى خاصّ خود انتقال داد وصبح و شام را با مولاى ما ، زين العابدين ( ع ) غذا مىخورد . همهء حاضران صحابه و تابعان و بزرگان بنى اميه ، به آن ملعون پيشنهاد كردند كه حرم رسول خدا ( ص ) را باز گرداند ؛ به آنها نيكى كند و كارهايشان را سر و سامان دهد . پس سرورمان على بن الحسين ( ع ) را احضار كرد و گفت : « من به شما وعده داده‌ام كه سه خواسته از شما را بر آورده سازم ؛ آنها را ذكر كن » « 1 » . . . سپس حضرت آنچه را كه گذشت ، ذكر كرد . خبرى كه سيّد بن طاووس و ابن نما نقل كرده‌اند از چند جنبه قابل تأمل است : 1 . توضيح امام ( ع ) مبنى بر اينكه آثارى از فاطمه زهرا ( س ) در ميان آنچه از اهل بيت ( ع ) غارت شده موجود است ، ما را به علّت كلّى اين درخواست رهنمون مىگردد . بنابراين ، اين روايت ، همه مطالبى را كه در اين زمينه نقل گرديده تفسير مىكند . 2 . تصريح امام ( ع ) مبنى بر اينكه آثارى از فاطمه زهرا ( س ) و دوك ، پيراهن ، گردنبند و مقنعه ايشان در ميان آنهاست ما را به لزوم اهتمام ورزيدن به حفظ آثار پيامبر ( ص ) و خاندان پاكش و تبرّك جستن به آنها رهنمون مىگردد . 3 . مسألهء در گذشتن يزيد از قتل امام زين العابدين ( ع ) نشان مىدهد كه آن خبيث نيّت قتل و ترور امام ( ع ) را داشت ؛ و لازمهء آن هم دروغ بودن ادّعاى وى مبنى بر دوست نداشتن قتل حسين ( ع ) است . اگر او به قتل حسين ( ع ) فرمان نداده بود و به آن راضى نبود - با آنكه به زعم خودش بر او خروج كرده بود - پس چگونه ابتدا قصد مىكند پسرش را بكشد - در حالى كه در اسارت به سر مىبرد - و بعد او را مورد بخشش قرار مىدهد . 4 . اينكه گفت : « هرگز او را نخواهى ديد » ناظر بر فرستادن سر شريف به مدينه است - چنان كه در باره‌اش سخن خواهيم گفت - . 5 . فرمان يزيد براى باز گرداندن آنچه گرفته شده بود ، دلالت دارد بر اينكه اموال
هامش
( 1 ) . تسلية المجالس ، ج 2 ، ص 457 .