غارت شدهء اهل بيت ( ع ) را براى وى فرستاده بودند .
6 . كار امام ( ع ) مبنى بر تقسيم پول اضافه - دويست دينار - كاشف يكى از زواياى اخلاق عالى متجلّى در اهل بيت نبوت ( ص ) است .
مشورت يزيد با بزرگان شام
ابن عبد ربّه مىنويسد : . . . ( يزيد گفت ) : اى اهل شام دربارهء اينان چه نظرى داريد ؟ . . .
نعمان بن بشير انصارى گفت : ببين اگر رسول خدا ( ص ) آنان را در اين حالت مىديد چگونه رفتار مىكرد ، تو نيز آن طور رفتار كن ، گفت : دست از آنها بداريد و برايشان سايهبان بزنيد . سپس به خوراكشان رسيد و به آنها لباس پوشاند و جوايز بسيارى براى آنها فرستاد و گفت : اگر ميان آنها و پسر مرجانه نسبتى بود ، آنها را نمىكشت . سپس آنان را به مدينه بازگرداند » . « 1 »
از روايات چنين برمىآيد كه اين گفت و گو و مشورت خواهى ، در اواخر دوران اقامت اهل بيت ( ع ) در شام انجام پذيرفت نه در مجلس عمومى يزيد - آن طور كه از ظاهر برخى كتابها بر مىآيد - ، زيرا پيش از اين شواهد چندى ذكر كرديم كه مجالس يزيد تكرار شد ، هر چند كه ميزان اهميّت آنها به يك اندازه نبود . بنابراين در اين هنگام يزيد به دنبال راهى براى گريز از حادثهاى بود كه اركان حكومتش را به لرزه در آورده بود . مؤيّد اين مطلب نقل قاضى نعمان است كه مىگويد : سپس گفت : اى اهل شام ! دربارهء اينان چه نظرى داريد . . .
نعمان بن بشير گفت : ببين كه اگر رسول خدا ( ص ) زنده بود با آنها چگونه رفتار مىكرد ، تو نيز چنان كن . يزيد گريست و فاطمه ، دختر حسين ( ع ) گفت : « اى يزيد ! دربارهء دختران رسول خدا ( ص ) كه اسير دست تواند چه مىگويى ؟ » پس گريهاش شدت گرفت ! به طورى زنانش آن را شنيدند : و چنان گريستند كه همهء حاضران در مجلس صدايشان را شنيدند .
گويند : اين واقعه پس از جاى دادنشان در منزلى بود كه نه آنها را از سرما حفظ مىكرد و نه از گرما . پس مدّت يك ماه و نيم در آن سكونت داشتند به طورى كه از شدّت گرما پوست صورتهايشان كنده شد ؛ سپس آزادشان كرد . « 2 »
هامش
( 1 ) . العقد الفريد ، ج 5 ، ص 131 ؛ الامامة والسياسة ، ج 2 ، ص 8 ؛ جواهر المطالب ، ج 2 ، ص 271 ؛ مقتل خوارزمى ، ج 2 ، ص 65 ؛ مثير الاحزان ، ص 98 ؛ الملهوف ، ص 218 .
( 2 ) . شرح الاخبار ، ج 3 ، ص 268 .