شيون كن و بر پسر دختر رسول خدا ( ص ) و قريش ناب گريه كن ! ابن زياد شتاب كرد و او را كشت ، خدا او را بكشد ! » . « 1 »
در روايت سيّد محمّد بن ابى طالب « 2 » و علامهء مجلسى « 3 » آمده است كه او در حالى كه سرش برهنه بود ، پرده را پاره كرد و به يزيد كه در مجلس عمومى نشسته بود پرخاش كرد ؛ پس يزيد وى را پوشاند . بنابراين او پس از ورود اهل بيت ( ع ) به خانهاش به مجلس يزيد رفته است .
ابن سعد گويد : « ام كلثوم ، دختر عبدالله بن عامر بن كريز ، بر حسين ( ع ) گريست . وى آن روز همسر يزيد بن معاويه بود . يزيد گفت : او حق دارد كه بر بزرگ و آقاى قريش گريه و زارى كند » . « 4 »
3 . خواب همسر يزيد
علامهء مجلسى گويد : در برخى از تأليفات اصحاب ما آمده است : « از هند ، زن يزيد ، نقل است كه گفت : در حال رفتن به رختخواب بودم كه ديدم درى از آسمان گشوده شدو فرشتگان دسته دسته به سوى سر حسين ( ع ) مىآيند و مىگويند : درود بر تو اى يا اباعبد الله ، درود بر تو اى فرزند رسول خدا ، من در همين حال بودم كه ديدم ابرى از آسمان فرود آمد ؛ كه مردان بسيارى در آن بودند . در ميان آنان مردى بود با چهرهاى چون ماه تابان . پيش آمد تا آنكه خم شد و دندانهاى جلوى حسين ( ع ) را بوسيد و گفت : اى پسرم تو را كشتند ! آيا آنان را مىبينى كه تو را نشناختند و از نوشيدن آب منعت كردند . اى پسرم ! من جدّ تو رسول خدايم ، اين پدرت على مرتضى ( ع ) است ، اين برادرت حسن ( ع ) است اين عمويت جعفر است ، اين عقيل است ، اين دو حمزه و عباسند ؛ آن گاه اهل بيتش را يكى پس از ديگرى بر شمرد .
هامش
( 1 ) . مقتل خوارزمى ، ج 2 ، ص 73 .
( 2 ) . تسلية المجالس ، ج 2 ، ص 399 .
( 3 ) . بحار الانوار ، ج 45 ، ص 142 .
( 4 ) . الطبقات الكبرى ، ص 83 ؛ سير اعلام النبلاء ، ج 3 ، ص 303 ؛ عبرات المصطفين ، ج 2 ، ص 289 ، به نقل از مرآة الزمان ، ص 100 .