تخطي إلى المحتوى الرئيسي

با كاروان حسينى از مدينه تا مدينه — صفحة 232

مساهمون:

ص٢٣٢
نفوذ كرد و كنترل اوضاع از دست وى خارج شد . شواهد تاريخى كه اين مطلب را ثابت مىكند به اين شرح است : 1 . گريه زنان خاندان اموى بلاذرى گويد : هنگامى كه زنان حسين ( ع ) را نزد زنان يزيد بن معاويه آوردند ، چندتن از آنها فرياد بر آوردند و شيون كردند . « 1 » ابن فتّال گويد : سپس زنان حسين ( ع ) را نزد يزيد بن معاويه - خداوند آن دو را لعنت و خوار كند - آوردند . پس زنان خانوادهء يزيد و دختران معاويه و خانواده‌اش فرياد برآوردند و شيون كردند و ماتم گرفتند . « 2 » از فاطمه ، بنت الحسين ( ع ) نقل است كه گفت : « پس بر آنها وارد شدم ، و هيچ زن سفيانىاى را نديدم ، مگر آنكه بر صورت و سينه مىزد و مىگريست » . « 3 » ابن صبّاغ گويد : ( يزيد ) گفت : « آنان را به حرم وارد كنيد » ، چون آنها را وارد حرمش كردند ، همهء زنان خاندان يزيد آمدند و به خاطر مصايبى كه بر آنها وارد آمده بود اظهار دلسوزى و اندوه كردند . « 4 » طبرى به نقل از فاطمه ، دختر على ( ع ) مىنويسد : « پس بيرون رفتند تا به سراى يزيد وارد شدند . پس هيچ زنى از خاندان معاويه نماند ، مگر آنكه به استقبالشان آمد و مىگريست و بر حسين ( ع ) نوحه سرايى مىكرد » . « 5 » بلاذرى مىنويسد : چون سر حسين ( ع ) را نزد يزيد بن معاويه بردند و بر خانواده‌اش در كاخ خضرا در دمشق وارد كردند ، دختران و زنان معاويه فرياد برآوردند ؛ و يزيد مىگفت :
هامش
( 1 ) . انساب الاشراف ، ج 3 ، ص 417 . ( 2 ) . روضة الواعظين ، ج 1 ، ص 191 . ( 3 ) . العقد الفريد ، ج 5 ، ص 132 ؛ جواهر المطالب ، ج 2 ، ص 273 . ( 4 ) . الفصول المهمّة ، ص 195 ؛ ر . ك : جواهر المطالب ، ج 2 ، ص 295 ؛ نور الابصار ، ص 132 . ( 5 ) . تاريخ الطبرى ، ج 4 ، ص 353 ؛ و ر . ك : المنتظم ، ج 5 ، ص 344 ؛ تذكرة الخواص ، ح 265 ؛ الكامل فى التاريخ ، ج 4 ، ص 86 ؛ مقتل خوارزمى ، ج 2 ص 73 ؛ البداية و النهاية ، ج 8 ، ص 197 ؛ تسلية المجالس ، ج 2 ، ص 399 ؛ البحار ج 45 ، ص 142 .
با كاروان حسينى از مدينه تا مدينه — صفحة 232 | محمد امين پور اميني / عبد الحسين بينش