تخطي إلى المحتوى الرئيسي

با كاروان حسينى از مدينه تا مدينه — صفحة 213

مساهمون:

ص٢١٣
از برخى روايات - علاوه بر آنچه گفته شد - چنين بر مىآيد كه آن خانه خراب بود ، به طورى كه بيم آن مىرفت بر سرشان خراب شود . صاحب بصائر الدرجات به نقل از محمد بن على حلبى مىنويسد : « شنيدم كه امام صادق ( ع ) مىفرمود : چون على بن الحسين ( ع ) و همراهانش را نزد يزيد بن معاويه - لعنت خدا بر آنهاباد - آورند ، وى را در خانه‌اى جاى دادند . « 1 » يكى از آنها گفت : ما را به اين خانه آورده‌اند كه بر سر ما ويران شود . ( نگهبانان ) گفتند : اينان را ببينيد كه مىترسند بر سرشان ويران شود . در حالى كه فردا آنها را بيرون مىبرند و مىكشند . على بن الحسين ( ع ) گفت : در ميان ما كسى جز من « رطانه » نمىدانست و رطانه در نزد اهل مدينه به معناى رومى است » . « 2 » طبرانى امامى از يحيى بن عمران حلبى نقل مىكند كه گفت : على بن الحسين ( ع ) را با زنان همراهش نزد يزيد بن معاويه آوردند . پس آنها را درون خانه‌اى قرار دادند و گروهى عجم را كه زبان عربى نمىدانستند بر آنها گماردند . يكى از ( اهل بيت ) به ديگرى گفت : ما را در اين خانه قرار داده‌اند تا بر سر ما خراب شود و كشته شويم . آن گاه على بن الحسين ( ع ) به زبان رومى به نگهبانان گفت : آيا مىدانيد آنان چه مىگويند ؟ اينها چنين و چنان مىگويند . نگاهبانان گفتند : گفته‌اند كه شما را فردا بيرون مىبرند و مىكشند . سپس على بن الحسين ( ع ) گفت : هرگز ، خداوند چنين چيزى را نمىخواهد . آنگاه رو به آنها كرد و مطلب را به زبان خودشان به آنها فهماند » . « 3 »

خواب سكينه ، دختر حسين ( ع ) در شام

ابن نما گويد : سكينه در دمشق چنين خوابى ديد : گويى كه پنج بزرگوار نورانى پيش آمدند . روى سر هر كدام پيرى ايستاده بود و فرشتگان پيرامونشان را گرفته بودند .
هامش
( 1 ) . در روايت دلائل الامامة آمده است : « آنان را درون خانه‌اى قرار دادند » ؛ و اين درست‌تر است . ( 2 ) . بصائر الدرجات ، ص 338 ، باب 12 ، ح 1 ؛ به نقل از آن بحار الانوار ، ج 45 ، ص 177 ؛ نيز ر . ك . المناقب ، ج 4 ، ص 145 . ( 3 ) . دلائل الامامة ، ص 204 ، ح 125 .