ذهبى ، « 1 » و خوارزمى « 2 » اين پاسخ را با اندكى اختلاف - به يزيد نسبت دادهاند كه به نظر مناسبتر مىآيد . « 3 »
بلاذرى گويد : آن گاه عبيدالله اسيران را به همراه محفز بن ثعلبه - از عائذهء قريش - و شمر بن ذى الجوشن گسيل داشت . گروهى نيز گويند كه سر حسين ( ع ) را نيز با محفز فرستاد .
چون بر در قصر يزيد ايستادند ، محفز صدايش را بلند كرد و گفت : اى امير المؤمنين ، اين محفز بن ثعلبه است كه فرومايگان زشت كار را نزد تو آورده است . پس يزيد گفت : آنچه مادر محفز زاييده است ، پستتر و زشت كارتر است . « 4 » بايد گفت : واى بر كسى كه نمرود تكفيرش كند .
طبرى و ابن اثير مىنويسند : عبيدالله بن زياد ، محفز بن ثعلبه و شمر بن ذى الجوشن را فرا خواند و گفت : بار و بنه و سر حسين ( ع ) را نزد اميرالمؤمنين ، يزيد بن معاويه ببريد .
آنان رفتند تا پيش از همه نزد يزيد رسيدند . آن گاه محفز بن ثعلبه برخاست و با صداى بلند ندا داد : ما سر نابخردترين و پستترين مردم را آورديم . يزيد گفت : آنچه مادر محفز زاييده پستتر و نابخردتر است ؛ ولى او قاطع رحم و ستمگر است ! « 5 »
ابن سعد گويد : مخفر بن ثعلبه عائذى - عائذهء قريش - سر حسين ( ع ) را نزد يزيد برد و گفت : اى اميرالمؤمنين ! من سر نابخردترين و پستترين مردم را پيش تو آوردهام . پس يزيد گفت : آنچه ما در مخفر زاييده نابخردتر و پستتر است ؛ ولى گويا اين مرد اين آيه از
هامش
( 1 ) . سير اعلام النبلاء ، ج 3 ، ص 315 ، تاريخ الاسلام ( حوادث و وفيات 61 80 ) .
( 2 ) . مقتل خوارزمى ، ج 2 ، ص 58 ( در اين كتاب آمده است : آنچه مادر مخفر زاييده كافرتر ، پستتر و نكوهيدهتر است ) .
( 3 ) . اين قول مناسبتر است ؛ زيرا ممكن است اين اشكال را وارد كرد كه پاسخ ياد شده متضمن اقرارانتساب پستى و گناه به اهل بيت ( ع ) است - العياذ بالله - ؛ و ثابت مىكند كه محفز پستتر و فاسقتر است ؛ و صدور چنين سخنى از امام كه از بزرگان فصاحت است بعيد مىنمايد . ولى اين پاسخ با روحيهء يزيد ، كه اهل بيت ( ع ) را دشمن خود مىداند اما محفز را بر آنان برترى نمىدهد ، مناسبتر است . جز اينكه در اينجا چيزى حذف شده است . براى مثال نابكارترين و پستترين مردم .
( 4 ) . انساب الاشراف ، ج 3 ، ص 416 .
( 5 ) . تاريخ الطبرى ، ج 4 ، ص 254 ؛ الكامل فى التاريخ ، ج 4 ، ص 84 .