تخطي إلى المحتوى الرئيسي

با كاروان حسينى از مدينه تا مدينه — صفحة 98

مساهمون:

ص٩٨
ديدگان از مشاهدهء تو كور شوند و هر گوشى كه مصيبت تو را بشنود كر گردد ، ديدگانى كه تو باعث خوابشان بودى بيدارند و چشمى كه از ترس تو بيدار بود ، در خواب است ، هيچ بوستانى نيست كه آرزو نداشته باشد كه آرامگاه و قبر تو باشد . « 1 » شيخ مفيد گويد : چون عبيد اللّه بن زياد شب را به صبح آورد ، سر حسين را فرستاد تا در ميان همهء كوفه و قبايل آن شهر گرداندند . از زيد بن ارقم نقل شده است ، من در حجره‌اى نشسته بودم كه سر حسين ( ع ) را روى نيزه از مقابل من عبور دادند . چون در برابرم قرار گرفت ، شنيدم كه مىخواند :
« أَمْ حَسِبْتَ أَنَّ أَصْحابَ الْكَهْفِ وَ الرَّقِيمِ كانُوا مِنْ آياتِنا عَجَباً »
« 2 » ( آيا پنداشته‌اى كه اصحاب كهف و رقيم از آيه‌هاى شگفت‌انگيز ما بودند ) . به خدا سوگند مو بر بدنم راست شد و فرياد زدم : اى فرزند رسول خدا ( ع ) ، به خدا سوگند ، سر تو شگفت‌انگيزتر است ! چون مردم از گرداندن آن در كوفه فراغت يافتند ، آن را به قصر باز گرداندند . آنگاه ابن‌زياد آن را به زجر بن قيس سپرد . سرهاى اصحاب را نيز به او داد و نزد يزيد بن معاويه فرستاد . « 3 »
هامش
( 1 ) . اللهوف ، ص 203 ؛ جرجى زيدان مىنويسد : ابن زياد فرمان داد سر حسين را بر نيزه در راههاى كوفه چرخاندند و همگى آن را ديدند » ( تاريخ روايات الاسلام ، ج 1 ، ص 179 ) . عباس محمود عقاد مىنويسد : نقل متواترى كه با روند امور موافقت دارد اين است كه آنان سرها و زنان را به كوفه بردند . آنگاه ابن زياد فرمان داد تا نخست آنها را در ميان محله‌هاى كوفه بگردانند و سپس نزد يزيد فرستاده شوند » . ( ابو الشهداء ، 163 ) . اسفراينى گويد : پس از گرداندن سر در كوفه ، آن را به عمر مخزونى سپردند و فرمان دادند كه آن را پر از مشك و كافور كند . او اين كار را انجام داد ، ولى هنوز كارش به پايان نرسيده بود كه دستش به بيمارى جذام مبتلا گشت و گوشت آن ريخت ! » . ( نور العين فى مشهد الحسين ( ع ) ، ص 51 ) . دكتر عايشه عبدالرحمن - بنت الشاطى - مىنويسد : سر حسين ( ع ) را پيش چشم زنان داغدار در كوچه‌هاى كوفه گرداندند . پيروان و ياران كجايند ؟ آن چهل هزاران نفرى كه با اصرار از ايشان دعوت كردند تا در ركاب وى رهسپار راه حق شوند ، كجايند ؟ او دعوتشان را لبيك گفت و محل امن خويش را در كنار كعبه رها كرد ! اينك بيايند و سر سيد الشهدا را خوب بنگرند ! و زنان و دخترانش را اسير ببينند و گوشهايشان را از صداى دخترش سكينه پر كنند كه با روى باز و پهلوى شكسته در كاروان اسيران قرار گرفته است . ( موسوعة آل النبى ( ص ) ، ص 819 ) . ( 2 ) . سورهء كهف ( 18 ) ، آيهء 9 . ( 3 ) . الارشاد ، ج 2 ، ص 117 ؛ و ر . ك . كشف الغمة ، ج 2 ، ص 279 ؛ تاريخ الطبرى ) ج 3 ، ص 338 ؛ البدايه و النهايه ، ج 8 ، ص 192 و اعلام الورى ، ص 248 .