گرفته بودند حركت دادند . چون نزديك دمشق رسيدند ، ام كلثوم به شمر - كه در ميان آنها بود - نزديك شد و گفت : حاجتى دارم ! گفت : چه حاجتى ؟ فرمود : چون ما را وارد شهر كرديد ، از دروازهاى ببريد كه تماشاگران كمترى داشته باشد ؛ و از اينان بخواه كه سرها را از محملها بيرون بياورند و از ما دور كنند . زيرا از بس با اين حال به ما نگاه كردند خوار و ذليل گشتهايم !
شمر از روى كفر و سركشى در پاسخ سؤال وى فرمان داد تا سرها را در وسط محملها بر نيزه كنند و آنان را از ميان تماشاچيان با همين حالت حركت داد تا به دروازهء دمشق رسيد ! » « 1 »
روز ورود كاروان حسينى به دمشق
شيخ عباس قمى گويد : شيخ كفعمى « 2 » ، شيخ بهايى « 3 » و محدث كاشانى « 4 » نوشتهاند : در اوّل صفر ، سر حسين ( ع ) وارد دمشق شد . اين روز را بنى اميه جشن مىگيرند . اين روز روزى است كه اندوه را تازه مىكند .
روزى كه در عراق عزا به شمار مىآيد ، اما بنى اميه آن را در شام جشن مىگيرند .
نيز از ابوريحان در آثار الباقيه « 5 » نقل شده است كه گفت : در روز اول صفر ، سر حسين ( ع ) را وارد دمشق كردند . . . » . « 6 »
هامش
( 1 ) . اللهوف ، ص 155 - 156 ؛ و به نقل از آن نفس المهموم ، 429 - 430 ؛ و ر . ك . مقتل الحسين ( ع ) ، مقرم ، ص 347 .
( 2 ) . مصباح كفعمى ، ص 510 .
( 3 ) . توضيح المقاصد ، بهايى ، ص 4 .
( 4 ) . تقويم المحسنين ، فيض كاشانى ، ص 15 .
( 5 ) . الآثار الباقيه ، بيرونى ، 331 ، چاپ مكتبة المثنى ، بغداد .
( 6 ) . نفس المهموم ، ص 429 ؛ ر . ك . مقتل الحسين ( ع ) ، مقرم ، ص 348 .