سبط ابن جوزى به نقل از ابن ابى الدنيا مىنويسد : زيد برخاست و گفت : اى مردم پس از اين شما بردگانيد . فرزند فاطمه را كشتيد و پسر مرجانه را امارت بخشيديد . به خدا سوگند ، او نيكانتان را مىكشد و شما بردگى تبهكاران را خواهيد كرد . مرگ بر كسى كه به ننگ و ذلت تن در مىدهد !
آنگاه گفت : اى ابن زياد با تو سخنى از اين درشتتر خواهم گفت : رسول خدا ( ص ) را ديدم كه حسن را بر زانوى راست و حسين را بر زانوى چپ نشانده بود . آنگاه دست روى سر آنها گذاشت و فرمود : بار پروردگارا اين دو و شايستهء از مؤمنان - على ( ع ) - را به تو مىسپارم . اى ابن زياد ، با امانت رسول خدا ( ص ) چگونه رفتار كردى ؟ « 1 »
ابن عساكر به نقل از انس بن مالك صحابى مىنويسد : چون سر حسين ( ع ) را - نزد عبيداللّه - آوردند ، با چوبدستى مىزد و مىگفت : او دندانهاى زيبايى دارد . گفتم : به خدا سوگند ، تو را رسوا خواهم كرد . من ديدم كه رسول خدا ( ص ) آنجايى را كه تو چوبت را نهادهاى مىبوسد . « 2 »
يادآورى
شيخ مفيد به نقل از زيد بن ارقم مىنويسد : على ( ع ) مردم را در مسجد سوگند داد و گفت : شما را به خدا سوگند ، چه كسانى از شما مردان از رسول خدا ( ص ) اين سخن را
هامش
( 1 ) . تذكرة الخواص ، ص 231 ؛ و ر . ك . اسد الغابه ، ج 2 ، ص 21 ؛ تاريخ ابن عساكر ، ترجمة الامام الحسين ( ع ) ، ص 381 - 383 ، شماره 322 و 323 ؛ مقتل الحسين ( ع ) ، خوارزمى ، ج 2 ، ص 39 ؛ المعجم الكبير ، طبرانى ، ج 5 ، ص 234 ؛ مجمع الزوائد ، ج 9 ، ص 194 ؛ امالى شيخ طوسى ، ص 252 ؛ مجلس نهم ، شماره 449 / 41 و 450 / 42 .
( 2 ) . تاريخ ابن عساكر ، ترجمة الامام الحسين ( ع ) ، تحقيق محمودى ، ص 378 - 380 ، شمارهء 319 و 320 ؛ و ر . ك . شماره 321 . براى شناخت طريقهاى ديگر نقل اين روايت به حواشى صفحات ياد شده مراجعه كنيد .