تخطي إلى المحتوى الرئيسي

با كاروان حسينى از مدينه تا مدينه — صفحة 353

مساهمون:

ص٣٥٣
كشته نشد . از اين اخبار به سادگى نمىتوان گذشت به ويژه آنكه ناقلان آنها ، خود در علم انساب از خِبرويّت كامل برخوردارند : مانند مصعب الزبيرى در نسب قريش ، يا ابن فندق در كتاب لباب الانساب يا اندلسى در جمهرة انساب العرب و ديگران . در اين ميان سخن كسانى « 1 » كه مىگويند همهء مورخان دربارهء كشته شدن وى در كربلا اتفاق نظر دارند ، بسى شگفت‌انگيز است .

عباس ( اصغر ) كيست ؟ و پسر چه كسى است ؟

شيخ قرشى گويد : « وى برادر پدرى امام ( ع ) و مادرش لبابة بنت عبيداللَّه بن عباس است و در روز طف كشته شد . » « 2 » خليفه بن خياط گويد : « از كسانى كه همراه حسين ( ع ) كشته شدند ، عباس اصغر بود و مادرش لبابة بنت عبيداللَّه بن عباس است . » « 3 » مؤيد اين مطلب روايتى است كه سبط بن جوزى از هشام بن محمد ، از قاسم بن اصبغ مجاشعى نقل مىكند كه گفت : « وقتى سرها را به كوفه آوردند ، سوارى از همه مردم زيبا روتر ، سر جوانى نورس ، چونان ماه شب چهارده را به گردن اسبش آويخته بود ! اسب در حال جست و خيز بود و هرگاه كه سرش را پايين مىآورد ، آن سر مبارك نيز به زمين مىخورد . به او گفتم : اين سر كيست ؟ گفت : اين سر عباس بن على است . گفتم تو كيستى ؟ گفت : حرملة بن كاهل اسدى . گويد : مدتى گذشت و روى حرمله از قير سياه‌تر شد . به او گفتم : روزى كه سر را آوردى خوش سيماتر از تو در ميان عرب نبود ! چه شده است كه امروز از همه زشت‌تر و سياه‌تر شده‌اى . حرمله گريست و گفت : به خدا سوگند از آن روزى كه سر را آورده‌ام ، همه شب دو نفر مىآيند و بازويم را گرفته مىبرند و در ميان آتشى شعله ور مىاندازند ؛ و من همانطور كه مىبينى با روى سياه باز مىگردم . سرانجام با بدترين وضعى مرد . » « 4 »
هامش
( 1 ) - ر . ك : مدينة حسين ( ع ) ، ص 38 . ( 2 ) - حياة الامام الحسين بن على ( ع ) ، ج 3 ، ص 27 به نقل از تاريخ خليفه . ( 3 ) - تاريخ خليفه ، ص 145 . ( 4 ) - تذكرة الخواص ، ص 253 . اين نقل جاى بسى تأمل دارد . براى مثال آنجا كه مىگويد : « به بدترين وضعى مرد . » اين در حالى است كه بنا بر مشهور ، مختار ، حرمله را حاضر كرد و قصابى طلبيد و دستور داد دست و پايش را قطع كرد . آنگاه آتش و هيزم خواست و او را درون آتش سوزاند . ( ر . ك : ذوب النضار ، ص 121 ) .