تخطي إلى المحتوى الرئيسي

با كاروان حسينى از مدينه تا مدينه — صفحة 339

مساهمون:

ص٣٣٩
را نگهدارد ؛ و امام نيز به زينب فرمود : « خواهرم او را نگهدار » . اما او به شدت خوددارى كرد و گفت : به خدا سوگند از عمويم جدا نمىشوم ! در اين هنگام ابجر بن « 1 » كعب با شمشير به حسين ( ع ) حمله كرد . جوان به او گفت : واى بر تو اى ناپاك زاده ، آيا مىخواهى عموى مرا بكشى ؟ ابجر شمشيرى به او حواله كرد و جوان آن را با دست دفع نمود كه شمشير دستش را قطع كرد ، به طورى كه از پوست آويزان شد . آنگاه جوان فرياد زد : اى مادر جان ! حسين ( ع ) او را گرفت و به سينه چسبانيد و گفت : اى زادهء برادرم ، بر آنچه بر تو نازل شد شكيبا باش و از اين كار رضاى خداى را بجوى ؛ كه خداوند تو را به پدران نيكوكارت ملحق خواهد ساخت . » آنگاه حسين ( ع ) دستانش را بلند كرد و گفت : « پروردگارا ، اگر چند صباحى آنان را برخوردار ساختى ، پس از آن ايشان را پراكنده ساز و در راههاى گوناگون قرارشان ده ؛ و هرگز واليان را از آنان خوشنود مگردان . چرا كه اينان ما را دعوت كردند تا يارى دهند ، اما پس از آن با ما از سر دشمنى بر آمدند و ما را كشتند ! » « 2 » اما خوارزمى مىنويسد : « سپس مطابق روايتى كه نخست نقل كرديم عبداللَّه بن حسن به ميدان آمد ، ولى درست‌تر اين است كه مطابق روايت دوم ، قاسم بيرون آمد و مىگفت : اگر مرا نمىشناسيد ، من زادهء حيدر هستم ، شير بيشه و شير ژيان ، براى دشمنان چونان باد صرصرم ، و همه شما را از دم شمشير مىگذرانم . او آن قدر جنگيد تا به شهادت رسيد . » « 3 » در مناقب ابن شهر آشوب آمده است : آنگاه عبداللَّه بن حسن بن على ( ع ) به ميدان آمد و مىگفت : اگر مرا نمىشناسيد من فرزند حسن هستم ، سبط پيامبر برگزيده و امين ، اين حسين است ، چونان اسير گرفتار ، در ميان مردمى كه خداوند آنان را از باران سير مگرداناد .
هامش
( 1 ) - در تاريخ الطبرى ( ج 3 ، ص 323 ) بحر بن كعب بن عبيداللَّه از بنى تيم اللَّه بن ثعلبة بن عكابه آمده است . نيز در همين كتاب به نقل از محمدبن عبدالرحمن نقل شده است كه از دستان بحر در فصل زمستان آب ترشح مىكرد و در تابستان همانند چوب خشك مىشد . ( 2 ) - الارشاد ، ج 2 ، ص 110 - 111 ؛ مقاتل الطالبيين ، ص 93 ، اعلام الورى ، ج 1 ، ص 467 ؛ المجدى ، ص 19 ، اللهوف ، ص 172 ؛ و در تاريخ الطبرى ( ج 3 ، ص 333 ) بعد از عبارت « به پدران نيكو كارت » آمده است : به رسول خدا و على بن ابى طالب و حمزه و جعفر و حسن بن على صلى اللَّه عليهم اجمعين » . ( 3 ) - مقتل الحسين ( ع ) ، خوارزمى ، ج 2 ، ص 32 .