سروى گويد : « آنگاه دو تن و به قولى پانزده سوار را كشت . » « 1 » سماوى گويد : « پس از آنكه پانزده تن را كشت ، به دست بشر بن حوط ، قاتل برادرش ، عبدالرحمن ، كشته شد » . « 2 »
4 - عبدالرحمن بن عقيل
مادر وى امّ ولد « 3 » بود و چون به ميدان نبرد گام نهاد ، اين رجز را مىخواند :
پدرم عقيل است ، پس منزلت مرا نسبت به هاشم بدانيد ، و بنى هاشم برادران مناند ، پيران راستى و سروران قرآن ، اين حسين است كه بنيانى استوار دارد » . « 4 »
طبرى گويد : « عثمان بن خالد بن اسير جهنى و بشر بن سوط همدانى قابضى به عبدالرحمن بن عقيل بن ابى طالب حمله كردند و او را كشتند . » « 5 »
هامش
( 1 )
- المناقب ، ج 4 ، ص 105 ، تسلية المجالس ، ج 2 ، ص 302 . در اين كتاب آمده است : من عترة البرّ التقىالعاقب در انساب الاشراف ، ج 3 ، ص 406 آمده است : « عبداللَّه بن عروه خثعمى ، جعفر بن عقيل را هدف تير قرار داد و قلبش را شكافت . »
از ابن فندق در لباب الانساب ( ج 1 ، ص 397 ) نقل شده است : « جعفر در سن 23 سالگى كشته شد . »
( 2 ) - ابصار العين ، ص 92 .
( 3 ) - ر . ك : مقاتل الطالبيين ، ص 96 ؛ سير اعلام النبلاء ، ج 3 ، ص 320 ، تسمية من قتل مع الحسين ( ع ) ، ص 151 .
( 4 ) - الفتوح ، ج 5 ، ص 203 ؛ و ر . ك : الارشاد ، ج 2 ، ص 107 ؛ الطبقات الكبرى ، ص 76 ؛ ابصار العين ، ص 92 ؛ از ابن فندق در لباب الانساب ( ج 1 ، ص 397 ) نقل شده است كه سن وى در هنگام كشته شدن 35 سال بود .
( 5 ) - تاريخ الطبرى ، ج 3 ، ص 331 ، مقاتل الطالبيين ، ص 96 ( در اين كتاب آمده است : مطابق آنچه سليمان بن ابى راشد از حميد بن مسلم نقل كرده است ، عثمان بن خالد بن اسيد جهنى و بشر بن حوط قابضى او را به قتل رساندند ) . در كتاب تسمية من قتل مع الحسين ( ع ) ( ص 151 ) آمده است : او را عثمان بن خالد بن اسير جهنى و بشر بن حرب همدانى به قتل رساندند . در الاخبار الطوال ( ص 257 ) آمده است : سپس عبدالرحمن بن عقيل بن ابى طالب بر اثر تيرى كه عبداللَّه بن عروه خثعمى پرتاب كرد كشته شد . در انساب الاشراف ( ج 3 ، ص 406 ) آمده است : بشر بن شوط عثمانى و عثمان بن خالد جهنى حمله كردند و عبدالرحمن بن عقيل را كشتند . نيز ر . ك : جمهرة انساب العرب ، ص 69 المناقب ، ج 4 ، ص 105 ؛ و در تسلية المجالس ( ج 2 ، ص 303 ) آمده است : سپس 17 سوار را كشت . موسى بن عامر گفته است : نخستين كسانى كه او - يعنى مختار - انتقام از آنها را آغاز كرد ، آنهايى بودند كه بر پيكر حسين ( ع ) اسب تاخته بودند . سپس آنان را به پشت خواباند و چهار ميخشان كرد و آن قدر بر بدنهاشان اسب تازاند كه تكه تكه شدند و آنگاه آنان را در آتش سوزاند . آنگاه دو مرد را كه در قتل و غارت عبدالرحمن بن عقيل بن ابى طالب شركت جسته بودند ، در جبانه ، دستگير كرد و گردن زد و در آتش افكند . سپس مالك بن بشير را حاضر كرد و در بازار به قتل رساند . ( ر . ك : ذوب النظار ، ص 118 ) .