تخطي إلى المحتوى الرئيسي

با كاروان حسينى از مدينه تا مدينه — صفحة 328

مساهمون:

ص٣٢٨
ديگرى به سويش افكند و قلبش را شكافت . آنگاه مردم ، او را از همه سو محاصره كردند . « 1 »

2 - محمد بن مسلم بن عقيل بن أبى طالب

سپس محمد بن مسلم بن عقيل ، كه مادرش ام ولد بود ، به ميدان آمد و ابو مرهم أزدى و لقيط بن اياس جهنى به او حمله كردند . « 2 » سماوى گويد : « فرزندان ابوطالب پس از كشته شدن عبداللَّه يكباره حمله كردند و امام حسين ( ع ) خطاب به آنان فرياد زد : اى عموزادگان بر مرگ شكيبا باشيد ! از جمله آنان محمد بن مسلم بود كه ابو مرهم ازدى و لقيط بن اياس جهنى او را به قتل رساندند . « 3 » »

3 - جعفر بن عقيل

جعفر « 4 » بن عقيل بن ابى طالب به ميدان نبرد آمد و اين رجز را مىخواند : من جوان ابطحى طالبى هستم ، از نسل هاشم و غالب ، ما به حق ، سرور سرورانيم و اين حسين سرور پاكان است . ابوالفرج گويد : مطابق روايتى كه از ابى جعفر محمد بن على بن حسين و از حميد بن مسلم نقل كرديم ، قاتل وى عروة بن عبداللَّه خثعمى بود . « 5 »
هامش
( 1 ) - تاريخ الطبرى ، ج 3 ، ص 331 ؛ الكامل ، ج 3 ، ص 293 ؛ الارشاد ، ج 2 ، ص 107 ؛ تسمية من قتل مع الحسين ( ع ) ، ص 151 ، در اين كتاب آمده است : عمرو بن صبيح صيداوى و به قولى اسد بن مالك حضرمى او را كشت . ( 2 ) - مقاتل الطالبيين ، ص 97 ؛ مناقب آل ابى طالب ( ع ) ، ص 109 ؛ تذكرة الخواص ، ص 229 ؛ ( در اين كتاب آمده است : لقيط بن ياسر جهنى او را به شهادت رساند . ) الاخبار الطوال ، ص 257 ( در اين كتاب آمده است : لقيط بن ناشر جهنى و نيز آمده است : محمد بن عقيل ) . ( 3 ) - ابصار العين ، ص 90 - 91 . ( 4 ) - مادرش أمّ ثغر دختر عامر دختر هضاب عامرى از بنى كلاب است و گفته مىشود : مادرش خوصاء دختر ثغر و نامش عمرو بن عامر بود . . . ( ر . ك : مقاتل الطالبيين ، ص 97 ؛ و در تسمية من قتل مع الحسين ( ع ) ( ص 151 ) آمده است : مادرش ام البنين دختر نفرة بن عامر بن هصان كلابى بود . نيز ر . ك : ابصار العين ، ص 92 . ( 5 ) - مقاتل الطالبيين ، ص 97 ؛ تاريخ الطبرى ، ج 3 ، ص 331 ( در اين كتاب قاتل او عبداللَّه بن عزره خثعمى معرفى شده است ) ؛ تذكرة الخواص ، ص 229 ؛ و در تسمية من قتل مع الحسين ( ص 151 ) آمده است : عبداللَّه‌بن عمرو خثعمى او را كشت . در ذوب النظار ( ص 122 ) آمده است : « عبدالله بن عروهء خثعمى نزد مصعب بن عمير عقب‌نشينى كرد ؛ و مختار خانه‌اش را ويران ساخت .