اين مطلب با تأمل دقيق روشن مىشود و شيخ شوشترى نيز در قاموس الرجال بر همين اعتقاد ما است . « 1 »
14 - عمرو بن مطاع جعفى « 2 »
ابن شهر آشوب سروى گويد : « آنگاه عمروبن مطاع جعفى به ميدان آمد و اين رجز را مىخواند :
امروز مبارزه در راه حسين و كشته شدن در راه او مايهء سربلندى ماست .
ما از اين كار اميد رستگارى و دورى از گرماى آتشى را كه گريزى از آن نيست داريم . « 3 »
خوارزمى مىنويسد : « پس از او - يعنى پس از كاهلى - عمروبن مطاع جعفى به ميدان رفت و اين رجز را مىخواند :
من پسر جعفىام و پدرم مطاع است و شمشيرى تيز به دست دارم ،
نيزهاى دارم كه پيكانش مىدرخشد و از پرتوش شعاعى به چشم مىخورد ،
امروز مبارزه در راه حسين و دفاع از وى براى من گوارا است .
آنگاه حمله كرد و جنگيد تا كشته شد . » « 4 »
15 - عبدالرحمن بن عبداللَّه يزنى
ابن شهر آشوب سروى گويد : « سپس عبدالرحمن بن عبداللَّه يزنى به ميدان آمد و گفت :
من پسر عبداللَّه هستم ، از خاندان يزن و دين من دين حسين و حسن عليهما السلام است ، شما را با ضربت جوانى از يمن مىزنم و با اين كار از درگاه خداوند اميد رستگارى دارم . « 5 »
هامش
( 1 ) - ر . ك : قاموس الرجال ، ج 2 ، ص 294 - 296 ، شماره 1077 .
( 2 ) - از جمله شهيدان مشهور كربلا « سويد بن عمرو بن أبى المطاع خثعمى » است ، كه درباره شهادت وى پيش از اين سخن گفتيم . ولى بر ما روشن نيست كه آيا اين « عمرو بن ابى المطاع » ، تصحيفى از نام آن بزرگوار است يا آنكه كسى غير از او است !
( 3 ) - مناقب آل ابى طالب ، ج 4 ، ص 102 .
( 4 ) - مقتل الحسين ( ع ) ، خوارزمى ، ج 2 ، ص 22 .
( 5 ) - مناقب آل ابى طالب ، ج 4 ، ص 101 - 102 .