پدر جان من راهى بهشت شدم در قصرى از درّ با بنيانى نيكو . » « 1 »
عمرو بن خالد از شهيدان كربلا ملقّب به أبو خالد ، « 2 » از قبيله أزد نيست ، بلكه از قبيله اسد و صيداوى است و مورخان و رجاليّونى كه زندگينامهاش را نوشتهاند نگفتهاند كه پسرش خالد نيز در كربلا به شهادت رسيده است .
8 - جابر بن عروه غفارى
نمازى گويد : « از وى ياد نكردهاند ، در حالى كه وى از اصحاب رسول خدا ( ص ) است كه در جنگ بدر و جز آن شركت داشت . او پيرى كهنسال بود و با پيشانى بند ابروانش را از روى چشمانش بالا مىبست . هنگامى كه غربت مولايمان حسين ( ع ) را ديد ، اجازه ميدان خواست . امام ( ع ) فرمود : اى پيرمرد ، خداوند كوشش تو را بپذيرد . آنگاه جابر به ميدان رفت و پس از كشتن شمار زيادى از دشمن در حضور آن حضرت به شهادت رسيد . همه اين مطالب در « ناسخ » از أبو مخنف نقل شده است . همين طور در « فرسان الهيجا » و « عطيّة الذّره » نيز اين مطلب آمده است . » « 3 »
بر پژوهشگران پوشيده نماند كه اين زندگينامه در ديگر منابع ، به صحابى بزرگوار أنس بن حارث اسدى كاهلى منسوب است . « 4 »
9 - عمرو بن جندب حضرمى
نمازى گويد : « وى از اصحاب اميرمؤمنان ( ع ) بود و در جنگهاى جمل و صفين با آن حضرت شركت داشت . سرانجام در روز طفّ به شرف شهادت نايل آمد و به سلام در زيارت ناحيه مقدسه مشرّف گرديد » . « 5 »
هامش
( 1 ) - مناقب آل ابى طالب ، ج 4 ، ص 101 ؛ مقتل الحسين ، خوارزمى ، ج 2 ، ص 17 ، با اختلاف در شعر .
( 2 ) - ابصار العين ، ص 104 .
( 3 ) - مستدركات علم الرجال ، ج 2 ، ص 103 ، شماره 3401 .
( 4 ) - ر . ك : ذخيرة الدارين ، ص 208 ؛ ابصار العين ، ص 99 ؛ مقتل الحسين ( ع ) ، خوارزمى ، ج 2 ، ص 25 .
( 5 ) - مستدركات علم رجال الحديث ، ج 6 ، ص 31 ، شماره 10755 . در زيارت ناحيه مقدسه بر وى چنين درود فرستاده شده است : « السلام على عمر بن جندب حضرمى » . ( ر . ك : بحار ، ج 45 ، ص 73 ) و در همين كتاب ( ج 45 ، ص 73 ) و در همين كتاب ( ج 101 ، ص 273 ) آمده است : « السلام على عمر بن الاحدوث الحضرمى » .