زيرا طبيعت تعبيه لشكر چنين اقتضا دارد كه ميمنه در برابر ميسره قرار گيرد ؛ و ميمنه بر ميمنه هنگامى حمله كند كه از ميسره گذشته باشد ؛ مگر آنكه فاصله ميان دو گروه آن قدر زياد باشد كه ميمنه به ميمنه حمله كند . البته ميان حملهء ميمنه به ميسره از سويى و مبارزهء ميسره با ميمنه از سوى ديگر منافاتى وجود ندارد . به اين ترتيب كه ميمنه و ميسره به يكديگر حمله كنند و مردان ميسره و ميمنه يكى پس از ديگرى به ميدان مبارزه درآيند و بجنگند ؛ ولى قلب همچنان در جاى خود ثابت باشد و حمله نكند .
آرى ، پس از شكست ميمنه و ميسره - به طورى كه ميمنه و ميسرهاى باقى نماند - همهء سپاه به منزلهء قلب است و به آن حمله مىشود ، به طورى كه در يك سو يكى دو نفر بيشتر نماند ؛ كه در آن صورت طرف مقابل جملگى بر آنان حمله مىكنند يا با آنان به مبارزه مىپردازند . » « 1 »
هامش
( 1 ) - الامام الحسين ( ع ) و اصحابه ، ص 280 .