او مدت كوتاهى جنگيد و سپس نزد حسين ( ع ) بازگشت و در برابرش ايستاد تا او را از دشمن حفظ كند ! ابن نما گويد : تيرها به صورت و سينه او مىخورد و به امام ( ع ) هيچ گزندى نرسيد ، تا آنكه زخمهاى فراوان او را ناتوان ساخت . سپس رو به امام حسين ( ع ) كرد و گفت : اى فرزند رسول خدا ( ص ) آيا وفا كردم ؟ فرمود : آرى . تو در بهشت پيشاپيش منى .
به رسول خدا ( ص ) سلام برسان و بگو كه من هم پس از شما مىآيم ! آنگاه بى جان بر زمين افتاد . « 1 »
اما على ( ديگر فرزند قرظه انصارى ) همراه عمر سعد رفت و هنگامى كه برادرش كشته شد از صف لشكر بيرون آمد و فرياد زد : اى حسين اى دروغگو ، برادرم را فريفتى و كشتى ؟ حسين ( ع ) فرمود : من برادرت را نفريفتم بلكه خداوند او را هدايت و تو را گمراه كرد !
على گفت : خدا مرا بكشد اگر تو را نكشم يا پيش از تو كشته نشوم و به امام حسين ( ع ) حملهور شد . نافع بن هلال راه را بر او بست و با ضربت نيزه بر زمينش افكند . يارانش حمله كردند و او را نجات دادند . بعدها او را درمان كردند و بهبود يافت . اين على بر خلاف برادر شهيدش ، در كتابهاى اهل تسنن زندگينامهاى دارد و نيز از او روايت نقل كرده و او را ستودهاند ! « 2 »
در زيارت ناحيهء مقدسه بر عمرو بن قرظه انصارى اين گونه درود فرستاده شده است :
« سلام بر عمرو بن قرظه انصارى » . « 3 »
32 - عبداللَّه بن بشر خثعمى
عبداللَّه بن بشر از شجاعان مشهور و حاميان حقايق بود . او و پدرش در غزوات و جنگها نامى دارند .
هامش
( 1 ) - ر . ك : مثير الاحزان ، ص 61 ؛ اللهوف ، ص 46 - 47 .
( 2 ) - ابصار العين ، ص 155 - 156 ؛ و ر . ك : وسيلة الدارين ، ص 174 - 176 ، شماره 108 . در اين كتاب آمده است : « صاحب حدائق گويد : اما عمرو در روز ششم محرم در دوران قبل از جنگ و هنگام فرود آمدن حسين در كربلا و پيش از ممانعت نزد وى آمد . . . »
( 3 ) - ر . ك : بحار الانوار ، ج 101 ، ص 272 و ج 45 ، ص 71 .