حضرت ابوالفضل ، در روز عاشورا ، برادران پدرى و مادرىاش يعنى عبداللَّه ، جعفر و عثمان را به جنگ فرستاد تا پيش از او به شهادت برسند و او در نزد خداوند اجر و پاداش ببرد .
اين بود كه به نخستين آنها گفت : تو پيش از من ميدان برو تا من تو را ببينم و در نزد خداوند اجر ببرم ، چرا كه تو فرزند ندارى . « 1 »
حضرت عباس مردى زيبا و خوش سيما بود . او بر اسبى چاق سوار مىشد و پاهايش به زمين مىرسيد ؛ و به او ماه بنىهاشم مىگفتند ! روزى كه كشته شد پرچمدار حسين بن على ( ع ) بود . « 2 »
در روز دهم هنگامى كه جنگ طرفين در گرفت ، عمرو بن خالد صيداوى و غلامش سعد ، مجمع بن عبداللَّه و جنادة بن حرث ، با شمشير به دشمن حمله كردند . چون در ميان جمعيت رفتند ، دشمن آنان را محاصره كرد و رابطهشان را با يارانشان قطع نمود . حسين ( ع ) برادرش عباس را نزد آنان فرستاد و او به تنهايى به دشمن حمله كرد . او شمشير در ميان مردم نهاد و آنان را از گرد يارانش پراكنده ساخت و آنها را رهانيد . ياران بر عباس سلام كردند و حضرت آنان را با خود آورد ، ولى چون مجروح بودند حاضر نشدند كه به سلامت باز گردند ؛ و عازم ميدان نبرد شدند در آن حال عباس از آنان دفاع مىكرد تا آنكه در يك جا كشته شدند . آن حضرت نيز بازگشت و خبر آنان را به آگاهى امام حسين ( ع ) رساند . « 3 »
آن حضرت ملقب به سقّا « 4 » و پرچمدار امام حسين ( ع ) بود . « 5 »
امام حسين ( ع ) نسبت به برادرش محبت خاص و فراوان داشت ، تا آنجا كه وقتى او را صدا مىزد مىفرمود : اى عباس ، جانم به فدايت !
طبرى نقل مىكند كه چون عمر سعد روز پنج شنبه ، نهم محرم ، پس از نماز عصر با سپاهش به اردوگاه امام حسين ( ع ) حمله كرد ، امام ( ع ) به برادرش ابوالفضل گفت : برادر جان ،
هامش
( 1 ) - مقاتل الطالبيين ، ص 54 .
( 2 ) - همان ، ص 56 .
( 3 ) - ابصار العين ، ص 61 ؛ و ر . ك : تاريخ الطبرى ، ج 4 ، ص 340 .
( 4 ) - ر . ك : همان ، ص 62 ؛ مقاتل الطالبيين ، ص 55 ؛ مقتل الحسين ، خوارزمى ، ج 1 ، ص 347 ، ج 2 ، ص 34 .
( 5 ) - ر . ك : الاخبار الطوال ، ص 256 ؛ الارشاد ، ص 260 .