تخطي إلى المحتوى الرئيسي

با كاروان حسينى از مدينه تا مدينه — صفحة 102

مساهمون:

ص١٠٢
تو را با ما چه كار ؟ از ما دست بردار . . . ازرق نپذيرفت و بنى اسد كه ياراى مقابله با سپاه ابن سعد را در خود نديدند عقب نشينى كرده ، به قبيله‌شان باز گشتند . سپس از بيم آنكه عمر سعد بر آنان بتازد ، در تاريكى شب از آن منطقه كوچ كردند . حبيب نيز نزد امام حسين ( ع ) بازگشت و موضوع را به آن حضرت گزارش داد . حضرت فرمود : « لا حول و لا قوة الا باللَّه العلى العظيم ! » . « 1 » بلاذرى نيز از جمله كسانى است كه داستان دعوت حبيب بن مظاهر از يكى از قبايل بنى اسد را به يارى حسين ( ع ) نقل مىكند - و ما روايت او را در پاورقى نقل كرديم - . اما او در ذيل نقل اين داستان مىگويد : « فراس بن جعدة بن هبيره مخزومى با حسين همراه بود . او مىپنداشت كه با امام مخالفت نمىشود ! اما وى چون دشوارى كار را ديد ترسيد ! و حسين ( ع ) به او اجازه بازگشت داد و او شبانه بازگشت ! » « 2 » در اين باره لازم است به چند نكته اشاره شود : يكم : در هيچ يك از كتاب‌هاى تاريخى و رجالى نيامده كه جعدة بن هبيره مخزومى ( آن طور كه بلاذرى مىگويد ) فرزندى به نام فراس داشته است . او دو فرزند مشهور دارد : يكى يحيى است كه روايتى از امام حسين ( ع ) دارد و از راويان غدير است .
هامش
( 1 ) - مقتل الحسين ، خوارزمى ، ج 1 ، ص 345 - 346 ، به نقل از الفتوح ، ج 5 ، ص 159 - 162 . با اندكى تفاوت . ما نقل خوارزمى را برگزيديم ؛ چون آشفتگى ندارد . در الفتوح آمده است ؛ « و با يكديگر نخست پيكار كردند » ، و نيز ر . ك : بحار الانوار ، ج 44 ، ص 387 . در نقل از كتاب سيد محمد بن ابى طالب . بلاذرى نيز اين داستان را در كتاب انساب الاشراف ، ج 3 ، ص 388 چنين نقل كرده است : حبيب بن مظاهر به حسين گفت : در اينجا قبيله‌اى از عرب بنى اسد در ميان دو نهر ساكن هستند و با ما فاصله اندكى دارند . آيا اجازه مىفرماييد نزد آنان بروم و دعوتشان كنم شايد خداوند به وسيله آنها به تو سودى رساند يا ناخوشايندى را از تو دفع كند . امام به او اجازه داد . حبيب نزدشان رفت و گفت : من شما را به شرف و فضيلت آخرت و پاداش بزرگ آن دعوت مىكنم . من شما را به يارى پسر دختر پيامبرتان كه اينك مظلوم واقع شده است دعوت مىكنم ! مردم كوفه او را دعوت كردند تا يارىاش كنند و چون نزدشان آمد رهايش كردند و آماده كشتن او شدند ! در نتيجه هفتاد تن با او حركت كردند . از آن ميان مردى بنام « جبلة بن عمرو » نزد عمر سعد رفت و خبرشان را به او گزارش داد . او نيز ازرق بن حارث صيداوى را با سپاهى فرستاد ؛ كه ميان آنان و حسين مانع گشتند . ابن مظهر نيز نزد حسين بازگشت و موضوع را به او خبر داد . حضرت فرمود : « الحَمد لِلهِ كثيراً » . ( 2 ) - انساب الاشراف ، ج 3 ، ص 388 .