كه به حق عمل نمىگردد و از باطل دورى نمىشود ؟ شايسته است كه مؤمن آرزوى ديدار پروردگار خويش كند . من مرگ را جز خوشبختى و زندگى با ستمكاران را جز زجر نمىدانم . « 1 »
شايان ذكر است پيش از اين - در بررسى وقايع و رويدادهاى منزلگاههاى راه مكه به كربلا - گذشت كه طبق روايت طبرى ، « 2 » امام ( ع ) اين خطبه را در منطقه ذى حسم ايراد كرده و ما نيز بر اين خطبه حواشى چندى داشتيم . « 3 » همچنين در آنجا ياد آور شديم كه امام اين خطبه را يا در كربلا و يا در هر دو جا ( كربلا و ذى حسم ) براى يارانش بيان فرموده است .
حبيب بن مظاهر « 4 »
و جمعآورى نيرو
در مقتل خوارزمى آمده است : دو سپاه در ششم محرم نزد عمر سعد به هم رسيدند ؛ چون حبيب بن مظاهر اسدى اين را ديد ، نزد حسين ( ع ) آمد و گفت : اى فرزند رسول خدا ! يكى از قبايل بنى اسد در نزديكى ما هستند ، آيا اجازه مىدهيد كه امشب بروم و آنان را به يارى شما دعوت كنم ؟ شايد كه خداوند برخى از آنچه را كه خوش نمىدارى به وسيله آنان از تو دفع كند .
امام حسين ( ع ) گفت : به تو اجازه دادم .
حبيب در دل شب از اردوگاه امام به طور ناشناس سوى آنان رفت . چون نزد آنها رسيد بر آنان درود فرستاد ، آنان نيز بر او درود فرستادند و او را شناختند .
گفتند : اى پسر عمو چه حاجت دارى ؟
هامش
( 1 ) - تاريخ ابن عساكر ، ترجمه الامام الحسين ، تحقيق محمودى ، ص 314 - 315 ، شماره 271 ، معجم الكبير ، طبرانى ، ج 3 ، ص 114 ، شماره 2842 ، حلية الاولياء ، ابو نعيم ، ج 2 ، ص 39 ، مقتل خوارزمى ، ج 2 ، ص 7 ، شماره 7 ، مجمع الزوائد ، ج 9 ، ص 192 .
( 2 ) - تاريخ الطبرى ، ج 4 ، ص 305 ، و ر . ك : لهوف ، ص 34 .
( 3 ) - ر . ك : وقايع منطقه ذوحسم .
( 4 ) - زندگينامه وى در جلد دوم همين پژوهش گذشت و زندگينامه كامل وى در پايان همين فصل خواهد آمد .