تخطي إلى المحتوى الرئيسي

با كاروان حسينى از مدينه تا مدينه — صفحة 257

مساهمون:

ص٢٥٧
ابو شعثا گفت : عصيان پروردگار كردى و از پيشوايت در هلاكت نفس خويش اطاعت كردى ! و ننگ و جهنم را به دست آوردى ! كه خداى عزوجل فرمود :
« وَ جَعَلْناهُمْ أَئِمَّةً يَدْعُونَ إِلَى النَّارِ »
( قصص / 41 ) ؛ آنها را پيشوايانى قرار داديم كه به سوى جهنم بخوانند و روز رستخيز يارى نبينند و آن پيشواى تو است . حرّ بن يزيد ، حسين و يارانش را ناگزير كرد كه در آن جاى بدون آب و آبادى فرود آيند . گفت : بگذار در اين روستا ( نينوا ) يا آن روستا ( غاضريه ) « 1 » و يا آن ديگرى ( شفيّه ) « 2 » فرود آييم . گفت : نه به خدا سوگند نمىتوانم ! اين مرد را جاسوس من فرستاده‌اند . زهير بن قين گفت : اى فرزند رسول خدا ( ص ) جنگ با اينان ، از جنگ با آنها كه از اين پس به مقابله ما مىآيند ، آسان‌تر است . به جانم سوگند ، از پى اينان كه مىبينى كسانى سوى ما مىآيند كه ما ياراى مقابله با آنان را نداريم ! حسين ( ع ) گفت : من كسى نيستم كه جنگ آغاز كنم . زهير بن قين گفت : ما را به اين روستا ببر تا در آنجا فرود آييم كه استوار است ؛ و بر ساحل فرات واقع مىباشد . اگر ما را نگذارند با آنها مىجنگيم ، و جنگ ما با اينان از جنگ با آنهايى كه از پى آنان مىآيند آسان‌تر است . حسين فرمود : آن چه روستايى است ؟ گفت : عقر . « 3 » حسين گفت : خدايا به تو پناه مىبرم از عقر ! سپس فرود آمد ؛ و اين به روز پنجشنبه دوم محرم سال 61 بود . » « 4 »
هامش
( 1 ) - غاضريه : دهكده‌اى منسوب به غاضره از بنى اسد . به فاصله حدود يك كيلومتر در شمال كربلا ( خطب‌الامام الحسين ( ع ) ، ج 1 ، ص 134 ) ( 2 ) - شفيّه : نيز روستايى نزديك كربلا ( ابصارالعين ، ص 168 ) و آن چاهى است از بنى اسد ( خطب الامام الحسين ، ج 1 ، ص 134 ) . ( 3 ) - عقر : « . . . عقر چند جا است . از آن جمله است عقر بابل نزديك كربلا از سوى كوفه . . . » ( ر . ك : معجم البلدان ، ج 4 ، ص 136 ) . ( 4 ) - تاريخ الطبرى ، ج 3 ، ص 309 ؛ الارشاد ، ص 209 با اندكى تفاوت ؛ و ر . ك : انساب الاشراف ، ج 3 ، ص 384 - 385 و مثيرالاحزان ، ص 48 .