تخطي إلى المحتوى الرئيسي

با كاروان حسينى از مدينه تا مدينه — صفحة 241

مساهمون:

ص٢٤١
انتظارند و هيچ تغيير و تبديلى در عهد و پيمان خود نداده‌اند . خداوندا ما و آنان را در بهشت جاى ده و در جايگاه رحمت خويش و در كنار آنچه براى نيكان ذخيره كرده‌اى ، گرد آور . « 1 »

مجاهدانى كه در عذيب هجانات به امام پيوستند

كسانى كه در عذيب هجانات به امام پيوستند ، آن طور كه طبرى مىگويد چهار تن نبودند ، بلكه شش تن بودند ، به اين نام : عمرو بن خالد اسدى صيداوى و غلامش سعد ، مجمع بن عبداللّه عائذى و پسرش عائذ ، جنادة بن حرث سلمانى ، واضح ترك غلام حرث سلمانى . « 2 » با اينان دو تن ديگر نيز بودند . يكى غلام نافع بن هلال كه اسبش به نام كامل « 3 » را مىآورد و ديگرى ، آن طور كه از روايت طبرى بر مىآيد ، طرماح بن عدى بود .

عمرو بن خالد اسدى صيداوى

عمرو از بزرگان كوفه و از دوستان مخلص اهل‌بيت بود . او همراه مسلم قيام كرد و پس از آن كه كوفيان به او خيانت كردند ، عمرو چاره‌اى جز پنهان شدن نداشت . كه پس از شنيدن خبر قيس بن مسهّر صيداوى و آگاهى بر اين كه حسين به حاجر رسيده است ، ( همراه ديگر كسانى كه گفتيم ) به سوى آن حضرت رفت . آنان طرّماح بن عدى را كه براى تهيهء آذوقهء خانواده‌اش به كوفه آمده بود ، راهنماى خود قرار دادند . طرمّاح نيز آنان را به راهى دشوار برد و از بيم بسته بودن راه ، حركتشان به سختى انجام شد . « 4 » داستان ديدار امام را با اين گروه - مطابق روايت طبرى - آورديم ، و گفتيم كه ميان امام ( ع ) و حرّ رياحى به خاطر آنها چه گذشت . نيز گفتيم كه چگونه امام ( ع ) از آنان دربارهء قيس بن مسهّر صيداوى پرسيد و آنها چگونه پاسخ دادند . نقل شده است كه هنگام برپا شدن جنگ در روز عاشورا ، اينان شمشير كشيدند و در آغاز جنگ بر دشمن حمله بردند . چون خود را به قلب لشكر زدند ، دشمن به آنها روى آورده
هامش
( 1 ) - تاريخ الطبرى ، ج 3 ، ص 308 . ( 2 ) - ر . ك : ابصار العين ، ص 146 - 147 . ( 3 ) - ر . ك : همان ، ص 115 . ( 4 ) - ر . ك : ابصار العين ، ص 114 - 115 .