على عليه السلام بود . صاحب حدائق الورديه گويد : شوذب مىنشست و شيعيان براى شنيدن حديث نزدش مىآمدند . او از پيشگامان ( و بزرگان ) شيعه بود . « 1 »
وى پس از آمدن مسلم به كوفه ، همراه عابس از آن شهر به مكه آمد و دعوتنامه مسلم از سوى كوفيان را به امام حسين عليه السلام رساند و با آن حضرت ماند تا به كربلا آمد . « 2 » چون جنگ درگرفت او لختى جنگيد و سپس عابس او را فرا خواند و از آنچه در دل وى مىگذشت جويا شد . او پساز بيان واقعيت امر به ميدان رفت و قهرمانانه جنگيد و سرانجام به شهادت رسيد . « 3 »
قيس بن مسهّر الصيداوى : وى قيس بن مُسَهَّر بن خالد بن جندب بن ثعلبة بن دودان بن اسد بن خزيمه اسدى صيداوى ؛ و صيدا تيرهاى از اسد است . قيس از مردان شرافتمند و شجاع بنىصيدا و از دوستان مخلص اهل بيت عليهم السلام بود . دومين بارى كه كوفيان به امام عليه السلام نامه نوشتند او با ارحبى و سلولى به عنوان پيك نزد حضرت رسيدند ، كه داستان و زندگينامهاش را در فصل اول باز گفتيم . « 4 »
عبدالرحمن بن عبدالله أَرحبى : وى عبدالرحمن بن عبدالله بن الكدن بن ارحب ، و بنىارحب تيرهاى از همدان است . عبدالرحمناز تابعان بزرگ و مردى دلير و پيشگام بود .
سيرهنويسان نوشتهاند : كوفيان او را همراه قيس بن مسهر و 53 نامه به مكه نزد حسين عليه السلام فرستادند . اينان دومين هيأتى بودند كه پس از عبدالله بن سبع و عبدالله بن وال به مكه آمدند ؛ و هيأت سوم از سعيد بن عبدالله حنفى و هانى بن هانى تشكيل مىشد .
ابومخنف گويد : چون حسين مسلم را فراخواند و پيش از خود به كوفه فرستاد ، قيس ،
هامش
( 1 ) - ر . ك . ابصار العين ، ص 126 - 130 ؛ الحدائق الورديه ، ص 122 .
( 2 ) - گفتههاى نمازى در مستدركات علم الرجال ، ( ج 4 ، ص 221 ) كه مىگويد او - پس از شكست مسلم - بهكوفه رفت و به امام حسين عليه السلام پيوست تا آنكه در حضورش به شهادت رسيد ، درست نيست . زيرا امام عليه السلام در آن هنگام تازه از مكه بيرون آمده و در راه بود .
( 3 ) - ر . ك . ابصار العين ، ص 129 - 130 .
( 4 ) - ر . ك . بخشهاى پيشين همين كتاب .