ديدار جابر بن عبدالله انصارى با امام عليه السلام
ابن كثير خبرى مرسل نقل كرده است كه جابر بن عبدالله انصارى رضى الله عنه « 1 » با امام عليه السلام ديدار كرد و با او سخن گفت ، تا شايد بتواند نظر او را از قيام و خروج بر يزيد ، باز گرداند : جابر بن عبدالله گفته است : « با حسين سخن گفتم و اظهار داشتم : از خدا بترس و مردم را به جان هم مينداز . به خدا سوگند ، بر اين كردار ، شما را نخواهند ستود . ولى او با من مخالفت كرد ! » .
هامش
( 1 )
- جابر بن عبدالله انصارى ، از اصحاب رسول خدا صلى الله عليه و آله ، اميرالمؤمنين عليه السلام ، حسن عليه السلام ، حسين عليه السلام وسجاد عليه السلام ، او در جنگ بدر و هجده غزوه ديگر از غزوههاى پيامبر صلى الله عليه و آله حضور داشت . وى از اعضاى شرطةالخميس و در جنگهاى جمل و صفين با على عليه السلام همراه بود . او از نقيبان دوازدهگانه است كه رسول خدا صلى الله عليه و آله به فرمان جبرئيل آنان را برگزيد . امام صادق عليه السلام او را از كسانى شمرده است كه پس از پيامبر صلى الله عليه و آله تغيير نكردند و عوض نشدند و دوستى با آنان واجب است . او از كسانى است كه نسبت به پيمان رسول خدا صلى الله عليه و آله مبنى بر دوستى اهل بيت وفادار ماند . او كسى است كه خود را به دست و پاى حسنين عليهما السلام انداخت و آن را مىبوسيد و فضايلشان را بيان مىكرد .
او از قول پيامبر صلى الله عليه و آله نام امامان دوازدهگانه و فضايل و مناقبشان را نقل كرده و گفته است : هر كس آنان را اطاعت كند رسول خدا صلى الله عليه و آله را اطاعت كرده است و هر كس از آنان سرپيچى كند با رسول خدا دشمنى ورزيده است و خداوند به وسيله آنان آسمان را از فرو افتادن بر زمين نگه مىدارد . او كسى است كه امام باقر عليه السلام شفاعت او را در روز قيامت ضمانت كرده است . ( ر . ك . مستدركات علم الرجال ، ج 2 ، ص 101 ) .
او نخستين زاير قبر حسين عليه السلام و صاحب زيارت معروفى است كه بخشى از آن چنين است : اشهد انك ابن النبيّين وابن سيد الوصيّين وابن حليف التقوى ، وسليل الهدى وخامس اصحاب الكسا وابن سيد النقباء وابن فاطمه سيدة النساء و مالك لا تكون هكذا وقد غذتك كف سيد المرسلين ورُبيت فى حجر المتقين ورضعت من ثدى الايمان وفطمت بالاسلام ، فطبت حيا وطبت ميتا ، غير ان قلوب المؤمنين غير طيبةٍ لفراقك ولا شاكة فى حياتك ، فعليك سلام الله ورضوانه وأشهد انك مضيت على ما مضى عليه اخوك يحيى بن زكريا . . . » . ( ر . ك . بشارة المصطفى ، ص 74 ) . علماى شيعه وى را ستوده و در بالاترين درجه ، توثيق كردهاند . براى مثال به موارد زير اشاره مىشود :
- مجلسى ( ره ) گويد : « او ثقهاست و عظمتش بالاتر از آن استكه نيازبه بيانباشد » . ( رجال مجلسى ، ص 173 ) .
- مامقانى گويد : « اين مرد بدون شك از ثقههاى بزرگ است . . . » . وحيد گفته است : « پوشيده نماند كه او چنان منزلت والايى دارد كه نيازى به توثيق ندارد » . ( تنقيح المقال ، ج 1 ، ص 199 ) .
- خويى ( ره ) گويد : « او از چهار تن كسانى است كه دانش ائمه به آنان ختم مىشود ! » . ( معجم رجال الحديث ، ج 4 ، ص 15 ) .