هامش
نيز در سلسله اين سند زهرى قرار دارد كه در مقام نقل ، از ضعف اشخاص چشمپوشى مىكرد . ( ر . ك . تهذيب الكمال ، ج 30 ، ص 471 ؛ ميزان الاعتدال ، ج 2 ، ص 169 ؛ تهذيب التهذيب ، ج 11 ، ص 218 ) .
مشهور است كه زهرى با همنشينى پادشاهان خود را تباه كرد و برخى به دليل اين كه نزد پادشاهان آمد و شد داشت از نقل احاديث وى خوددارى كردهاند : ( ر . ك . سير اعلام النبلاء ، ج 5 ، ص 339 ) .
اما سند خبر دوم :
كشى گويد : گفت شيخى از اهل يمامه ، به نقل از معلّى بن هلال ، از شعبى كه گفت : . . . ( اختيار معرفة الرجال ، ج 1 ، ص 279 ، شماره 110 ) .
در اين باره بايد گفت :
1 - واژه شيخ معانى متعددى دارد كه از آن جمله است : كسى كه با حديث ارتباط دارد ، پيشواى دينى ، رئيس قبيله ؛ ولى اين عنوان مهمل و غير قابل اعتماد است ، زيرا كه مبهم و ترديدآميز است .
2 - احمد بن حنبل دربارهء معلّى بن هلال گفته است : حديث وى قابل نقل نيست و جعلى و دروغ است ؛ و ابن معين دربارهاش گفته است : او از كسانى است كه به دروغگويى و جعل حديث شهرت دارد . ابوداود دربارهاش گفته است : مورد اعتماد و اطمينان نيست . سفيان گفته است : اين از دروغگوترين مردمان است . صاحب المغنى گفته است : به اتفاق همگان او دروغگو است . ( ر . ك . ميزان الاعتدال ، ج 4 ، ص 152 ؛ تهذيب التهذيب ، ج 10 ، ص 241 ) .
3 - [ اما دربارهء ] شعبى عامر بن شراحيل ، شيخ مفيد گويد : ناصبى بودن و دروغگويى شعبى تا به آنجا رسيد كه به خدا سوگند ياد مىكرد كه على در حالى به گور داخل شد كه قرآن را حفظ نبود ؛ و به جايى رسيد كه گفت : در جنگ جمل بجز چهارتن از صحابه شركت نداشتند . اگر پنج تن را آوردند من دروغگويم . . . شعبى شرابخوار و قمارباز بود . نقل شده است كه ابىحنيفه پس از شنيدن اينكه او شرابخوار و قمارباز است ، هر چه را از وى شنيده بود پاره كرد . ( ر . ك . الفصول المختاره ، ص 171 ؛ قاموس الرجال ، ج 5 ، ص 612 ) .
ابونعيم از عمرو بن ثابت نقل مىكند كه ابى اسحاق گفت : سخن سه كس دربارهء على بن ابىطالب پذيرفته نيست : مسروق ، مرّة و شريح ؛ و نقل شده است كه شعبى نفر چهارم بود . ( ر . ك . شرح نهجالبلاغه ، ابن ابىالحديد ، ج 4 ، ص 98 ) .
شهيد ثانى گويد : همه آنچه كشى در طعن وى - ابنعباس - نقل كرده است ، پنج حديث است كه سند همه آنها ضعيف است . . . ( ر . ك . سفينة البحار ، ج 6 ، ص 128 ) .
علامه حلى گويد : . . . كشى روايتى نقل كرده است كه در بردارنده نكوهش ابن عباس مىباشد . در حالى كه شأن او برتر از آن است و ما در كتاب « الكبير » مان آنها را نقل كرده پاسخ دادهايم . ( خلاصة الاقوال ، ص 103 ) .
تفرشى گويد : سند همه طعنهايى كه كشى درباره او وارد ساخته است ، ضعيف است . ( نقد الرجال ، ج 3 ، ص 118 ) .