مىخواند . موضوع در كوفه پيچيد تا به گوش فرماندار شهر ، نعمان بن بشير رسيد ؛ و او گفت : « من با كسى كه با من سرجنگ ندارد نمىجنگم و تا كسى به من حمله نكند به او حمله نمىكنم . من شما را ناسزا نمىگويم ، تحريكتان نمىكنم و به سعايت و گمان و تهمت اعتبار نمىنهم ، ولى اگر باطنتان را آشكار كنيد و بيعت بشكنيد ، تا هنگامى كه قبضهء شمشير در كفم باشد ، با آن به شما ضربت مىزنم ، هر چند كه ميان شما تنها و بى ياور باشم . » وى مردى عافيتطلب بود و سلامت را غنيمت مىشمرد .
سپس مسلم بن سعيد حضرمى و عمارة بن عقبه - جاسوسان يزيد بن معاويه - به وى گزارش دادند كه مسلم بن عقيل به كوفه آمده و به نفع حسين بن على دعوت مىكند ؛ و مردم را نسبت به تو بددل كرده است چنانچه به سلطنت خود نيازى دارى ، كسى را بفرست تا فرمانت را درباره او به اجرا درآورد و نسبت به دشمنان تو مانند خودت عمل كند ؛ زيرا كه نعمانبن بشير مردى است ضعيف و يا آنكه خودش را ضعيف وانمود مىكند . والسلام . » « 1 »
بلاذرى در روايت خويش گفته است : بزرگان كوفه مانند عمر بن سعد بن ابى وقاص زهرى ، محمد بن اشعث كندى « 2 » و ديگران به يزيد نوشتند كه حسين بن على مسلم را
هامش
( 1 ) - الأخبار الطوال ، ص 231 .
( 2 ) - محمد بن اشعث كندى : وى پسر اشعث بن قيس است كه يك بار در كفر و يك بار در اسلام ( منافقانه ) بهاسارت رفت . روزى اشعث سخن امير المؤمنين على عليه السلام را مورد اعتراض قرار داد . امام عليه السلام چشم به او دوخت و فرمود : « تو از كجا مىدانى كه چه چيزى به سود و چه چيزى به زيان من است ؟ خداوند و ديگر لعنتكنندگان ، تو را لعنت كنند . جولاى جولازاده ! منافق پسر كافر ! به خدا سوگند كه يك بار كفر تو را به اسارت گرفت و بار ديگر اسلام و در هيچ كدام از اين دو بار ، مال و حسب و نسب به تو سودى نبخشيد . مردى كه شمشير را به سوى مردمش رهنمون شود و آنان را به كام مرگ فرستد ، شايسته است كه نزديكان با او دشمنى بورزند و دورتران به او اعتماد نكنند ! » ( نهج البلاغه ، ضبط صبحى صالح ، ص 61 - 62 ، شماره 19 ) . اين اشعث لعين در توطئههايى چند جانبه براى كشتن اميرالمؤمنين ، على عليه السلام ، شركت جست .
محمد بن اشعث ، برادر جَعْده ، دختر اشعث ، است كه به امام حسن عليه السلام زهر خورانيد ؛ و او و برادرش ، قيس ، از كسانى هستند كه در قتل امام حسين عليه السلام سمت فرماندهى داشتند ؛ و محمد در قتل مسلم بن عقيل در كوفه نقش رهبرى كننده داشت .
نقل شده است كه اميرالمؤمنين عليه السلام فرمود : « خداوند اقوامى را لعنت كرد و اين لعنت در ميان آيندگانشان