در خوراندن سولفات دوكينين به نوكران حتى به قاطرچيان خود به خصوص وقتى كه ديدم كه همگى آنان زير باران مانده و سراپا خيس شده بودند هيچ ترديدى به خود راه ندادم بلكه احتياط را لازم شمردم .
بعد از يك ساعت تمام به منزل تازه يعنى به قلعهء محمد على خان كه قلعهاى است سنگستانى واقع در طرف چپ جاده رسيديم .
جاده در اين قسمت ناتمام و بريدهبريده است زيرا كه چندى قبل از شورش اخير به ساختن آن شروع كرده بودند ولى بر اثر پيشآمد مزبور متروك ماند . قسمتهاى ناتمام جاهايى است كه زمين كوهستانى است يا محتاج به تسطيح بوده . پلى بر روى رودخانه بستهاند كه پنجاه متر طول دارد در صورتى كه عرض رودخانه از پنج متر متجاوز نيست .
همين كيفيت مىفهماند كه رودخانه در موقع طغيان تمام دهانههاى پل را مىگيرد .
وزير مختار ايران در وينه به اين اميد كه جاى برادر مرحوم خود جهانگير خان را بگيرد و با اردو همراه بود در اينجا دچار حادثهاى شد به اين معنى كه چون شاه او را به حضور طلبيد و او خواست كه با جثه درشت خود از گودالى بپرد و ملتفت عرض آن نشد تعادل را از دست داد و در گودال افتاد و پايش پيچ برداشت .
17 مه - 20 شوال
علىآباد از آبادىهاى متعلق به امين السلطان است و در دامنه تپهاى قرار دارد و دورادور آن حصارى از گل كشيده و حافظ آن چند برج بلند است . پيش از آنكه به آنجا برسيم از بالاى تپه كمارتفاع خشكى درياچه ساوه را كه طول آن از عرضش به مراتب بيشتر است ديديم . كسى به من گفت كه تشكيل اين درياچه نتيجه شكسته شدن سدى است كه آن را يكى از اعيان به قصد آباد كردن املاك خود به ضرر خير عموم باعث شده است .
اين درياچه خواه از شكستن سدى تشكيل يافته باشد خواه به طريقى ديگر محل آن در نقطهاى قرار دارد كه چند رودخانه از جهات مختلفه به آنجا متوجه مىشوند و در اين گودال شور فرو مىريزند . اين گودال مركزى ظاهرا ته درياچه شور عظيمى است كه سابقا اين اراضى را در زير داشته و وسعت آن به مراتب از وسعت حاليهء درياچه اروميه