بيشتر بوده بنابراين طبيعى است كه غير از نمك مخلوط به شن اثر ديگرى هم از آن بر جاى مانده باشد .
روز بيست و يكم شوال را در علىآباد مانديم اما به وضع بسيار بدى زيرا كه هوا از شدت گرما طاقتفرسا بود و اسبان ما غذاى كافى نداشتند . منزل ما در بيابان ريگزار و خارج آبادى قرار داشت و در آن هيچچيز جز چند سياه چادر ايلياتى ديده نمىشد به علاوه در آبادى هم هر چه به دست مىآمد به غارت مسافرين رفته بود . من دو نفر سوار به اين سياهچادرها فرستادم و ايشان به زحمت زياد توانسته بودند قدرى كاه و جو براى اسبهاى ما بخرند . اين بيچارهها به قدرى فقيرند كه زندگانيشان روزبهروز مىگذرد و استطاعت اين كه خوراك بيش از يك روز چند حيوان باركش را كه حياتشان بسته به حفظ آنهاست تهيه ببينند ندارند .
19 مه - 22 شوال
امروز پس از عبور از كاروانسراى كوشك نصرت ابتدا قدرى به سمت مغرب رانديم بعد متوجه جنوب شديم و درياچه ساوه در اين حال طرف دست چپ ما قرار داشت .
از اينجا به بعد داخل جلگهء قم مىشويم . در اين جلگه كه از طرف مشرق تا چشم كار مىكند كشيده مىشود گاهى ريگستانهايى به نظر مىرسد كه آب و باد آنها را درست كرده گاهى هم تختههايى از نمك به چشم مىآيد كه در نور آفتاب موج مىزنند و بىشباهت به چشمههاى آب نيستند .
اما آب ! افسوس كه در اين نواحى قطرهاى از آن وجود ندارد و اگر هم تصادفا چيزى از آن به دست آيد شور و تلخ است و چون همه بر اين كيفيت مطلعند هر كس از راه احتياط به قدر حاجت آب آشاميدنى با خود برمىدارد و اين احتياطى است بسيار بجا .
وقتى كه بعد از چهار ساعت حركت با كالسكه به منظريه رسيديم ديديم كه از پنج فرسخى گنبد طلاى مزار حضرت معصومه در آفتاب مىدرخشد . فراشها در برافراشتن چادرها به زحمت زياد افتادند زيرا كه زمين سست است و ميخهاى چادرها درستگير نمىكنند .