3 ژانويه - 2 جمادى الثانى
مردم هنوز دست به كشيدن غليون نبردهاند ، اخبارى هم كه از لندن مىرسد چندان اطمينانبخش نيست ، سهام بانك شاهنشاهى به نصف قيمت رسيده و چون تسطيح جادههاى جنوب و استخراج معادن و معاملات ترياك همه ضميمهء امتياز بانك بوده كليهء اين امور دچار وقفه شده است و بيم ضرر براى همه بهخصوص براى بانك مىرود .
اگر اين حال دوام كند خسارات جبرانناپذيرى متوجه همه چيز خواهد شد . البته روحانيون از اين جهات وحشتى ندارند و امور فوق به ايشان مربوط نيست به همين جهت به استظهار نفوذى كه ايشان را در ميان طبقهء عوام متعصب مسلم است روزبهروز بر تجرى خود مىافزايند و به حد و سدى براى تحريك قائل نيستند در صورتى كه حال دولت چنين نيست و اگر اين مبارزه به همين صورتى كه شروع شده دوام يابد بيم هر خطرى براى آن مىرود .
4 ژانويه - 3 جمادى الثانى
امروز صبح موقعى كه مىخواستم به سر خدمت بروم قراولى دم در اندرون كاغذى از طرف اعتماد الحرم خواجهباشى به دستم داد ، ديدم كه او از من خواسته است كه ساعت يك به منزل او بروم .
معمولا ظهر بعد از آن كه نهار شاه تمام شد من آزاد مىشوم ولى گاهى هم ممكن است كه پيشآمدى موجب گرفتارى من شود . احتياطا پيش از آن كه بيرون بروم نهار خود را خوردم و ديرتر از مواقع عادى عازم عمارت سلطنتى شدم تا اگر اتفاقى پيش آمد بتوانم آزاد باشم .
در حدود ساعت ده به محض اينكه به خيابان جبهخانه رسيدم مردم را در حال طغيانى غير عادى ديدم و مشاهده كردم كه جمعيتى دم بازار جمع آمدهاند ، قدرى دور تر در ارگ را كه معمولا در اين ساعت باز است نيمباز يافتم ، سربازها پشت آن قراول مىدادند و دو نفر از ايشان هم از بالاى در مواظب حركت مردمند .
اين قراولان كه هر روز مرا مىديدند و مىشناختند چون مىدانستند كه من به سر خدمت مىروم با اينكه به كسى اجازهء عبور نمىدادند مزاحم من نشدند .