همين جهت چادرها و چترها به خوبى از دور ديده مىشد .
از گردنه كه گذشتيم منظرهء با شكوهى در جلوى ما نمايان شد به اين معنى كه مثل امواج دريايى متلاطم يك عده قله در پيش نظر ما آمد كه در طرف مشرق آنها دماوند با اندام عظيم خود بر همه برترى و سرورى داشت . بعد از اندك مدتى چند كوه را كه مستور از كاكوتى و اسطخودوس بود دور زديم . طرف دست راست ما درههاى عميقى ديده مىشد كه در ته آنها چند آبادى دور افتاده به نظر مىرسيد . بعد از طى سرازيرى تندى به شهرستانك رسيديم .
نزديك به رسيدن به مقصد از دور منظره و محل ييلاقى شاه را ديديم . بيرونى آن عمارتى است مستطيل كه قسمت تحتانى آن در روى بلندى و به سمت جلو ساخته شده و بر روى آن بنايى است يك طبقه و اطراف آن از هر جهت باز است و در قسمت جلو حياطى وسيع و پردرخت دارد كه در وسط آن حوضى مدور قرار گرفته .
اندرونى به سمت حياط محصور و مربعى باز مىشود و نسبت به ما در طرف چپ واقع شده ولى اگر از جلو آن را ببينند در طرف راست بيرونى قرار يافته است .
از سرچشمهء رودخانه كه چند صد متر بالاتر از عمارت سلطنتى است تمام دره ديده مىشود ، چادرها را در امتداد اين رودخانهء سيلابى برپا داشتهاند .
13 اوت - 22 ذى الحجه
شاه مرا با خود به شكار بزكوهى برد . بعد از طى پيچوخمها و تفتيش دامنههاى كوهها به مدد دوربينى قوى بالاخره چهار عدد از آنها را پيدا كرديم كه از ما خيلى دور و در محل مرتفعى به راحت در پناه آفتاب خوابيده بودند .
به سمت محل شكارها به راه افتاديم و از كوره راههايى گذشتيم كه هرآن بيم افتادن و شكستن گردن ما مىرفت ، حقيقة راههاى بزروى بود كه حتى جاى پا نيز بر آنها نمىماند .
عاقبت به ارتفاع 3200 مترى رسيديم و ديديم كه به علت نزديكى به شكارها ديگر سواره جلو رفتن صلاح نيست و اگر اين دويست متر فاصله را با اسب برويم صداى پاى اسبها ممكن است شكارها را فرار دهد . ناچار نفسزنان راه سربالايى را پياده پيش گرفتيم و چون نمىخواستيم زياد هم جلو برويم همينكه بالاى تختهسنگى كه مشرف بر