تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سه سال در دربار ايران ( فارسى ) — صفحة 175

مساهمون:

ص١٧٥
درجه تعصب مردم را ظاهر مىكند چه در روز عاشورا عامه آنقدر بر سينه مىزنند كه خون از آنها جارى مىشود و در عيد قربان به اين عنوان كه ثواب دارد گوشت شتر را خام خام مىخورند و بر سر به‌دست‌آوردن قطعه‌اى از آن به سر و مغز يكديگر مىكوبند .

31 ژوئيه - 13 ذى الحجه

امروز امينه اقدس عازم مشهد است به اين اميد كه بينايى ازدست‌رفتهء خود را از حضرت رضا باز بگيرد . همراه او به قدرى سواره و پياده و قاطر زين كرده هست كه گويى اردويى با او حركت مىكند و مىتوان گفت كه هيچ‌يك از ملكه‌هاى فرانسه هم در عهد سلطنت سلسلهء مرونژى « 1 » با اين جاه و دستگاه حركت نمىكرده . اين زن خردجثهء جاه‌طلب و عظمت‌جو هر وقت كه فرصتى به دست آرد به اتكاى نفوذى كه در شاه دارد با گستردن بساط تظاهر مقام خصوصى خود را به رخ مردم مىكشد و در اين باب هيچ‌گونه ملاحظه‌اى به كار نمىبندد . ميرزا عبد اللّه خان مستشار وزارت خارجه به استقبال وزير مختار روس به رشت رفته بود بر اثر ابتلا به تبى در آنجا فوت كرد . تب‌هاى گيلان در تابستان خطرناك و بعضى اوقات مثل همين مورد كشنده است .

6 اوت - 19 ذى الحجه

بار ديگر از نياوران حركت كرديم ولى اين دفعه به قصد شهرستانك بود كه در شش ساعتى ما قرار دارد . در سه ساعت اول با زحمت بسيار از كوه‌ها بالا رفتيم تا به ارتفاع 3400 متر رسيديم . راه عبارت از جاده‌هاى باريكى است در حاشيه كوه‌ها و دنبال ما رشتهء دراز قافلهء زنان اندرون است كه به گردن قاطرها چسبيده و بلندىهاى راه آنها را گاهى از نظر ما مخفى و زمانى پيش چشم ما نمايان مىسازد . چادرهاى خاكسترىرنگ را روى سنگى تيره‌رنگ زدند و در جلوى هركدام از آنها چترى بود به يك رنگ مخصوص تقريبا به همان اندازه كه زن همراه بود . هر خانمى كه مىخواست قرارگاهش مشخص باشد چترى به يك رنگ خاص اختيار كرده بود به
هامش
( 1 ) .Merovingiens