پايين مىآيد و بعضى از همراهان پالتوى خز خود را مىپوشند ولى من پس از برگشتن از شكار به يك پالتوى نازك قناعت مىكنم چه در اين ارتفاع اگر بيشتر از اين خود را گرم نگاه دارم باعث زحمتم خواهد بود .
غالب اوقات كه به كوههاى اطراف به فاصلهء صدمترى براى شكار مىروم چون به نتيجهاى نمىرسم نفسزنان برمىگردم . ايرانىها حق دارند كه سواره به شكار مىروند زيرا كه به اين شكل غالبا موفق مىشوند اما براى تقليد از ايشان انسان بايد مثل آن جماعت از طفوليت به تيراندازى بر روى اسب و به حالات مختلف آن آموخته شود .
تيراندازان سوارهء ايرانى به قدرى در اين كار ماهرند كه در حال سوارى اطمينانشان به زدن شكار بيشتر است تا به حال پياده و من يك عده از تيراندازان را ديدم كه تيرشان خطا نمىكرد از آن جمله سعد الدوله است كه شاهى سفيد را در روى هوا با تير زد .
در راه بين سياهپلاس و اردوگاه سابق ما خرابههايى است مركب از چند ديوار خراب و يك سقف و چند پله . به من گفتند كه در اينجا برجى بوده است از آثار قرن هفتم هجرى كه آن را به يادگار اسلام آوردن صدهزار مغول در اينجا ساخته بودند . اين داستان افسانهاى بيش نيست آنچه مسلم و تاريخى است اينكه ارغون خان مغول در اينجا به جهت خود قصرى ساخته بوده و در همين قصر به تاريخ 694 هجرى پسر و جانشين غازان اسلام آورده است .
اعتماد السلطنه با اين كه سرسرى به كاوش اين خرابهها پرداخت در آنجا مقدارى كاشى زرنگار و دو شمعدان مسى يافت و من هم با اينكه زياد نگشتم چند قطعه كاشى شكسته از همان جنس به دست آوردم .
11 ژوئيه - 23 ذى القعده
امروز از جلگهء لار خارج شديم و پس از دور زدن قلهء دماوند از مغرب به جنوب آن به پلور كه كنار پلوررود واقع است رفتيم .
پلور رودخانهاى سيلابى است كه از جنوب غربى متوجه جهت شمال شرقى است و در درهء تنگى جريان دارد و پس از آن كه به رودخانهء ديگرى كه مستقيما از جنوب مىآيد مىپيوندند به رودخانهء لار مىريزد .